امضای بین المللی در مورد قبول نداشتن نتیجه انتخابات
این نامه خطاب به سازمان ملل می باشد
توی جای خالی کامنت اون یه جمله انگلیسی بزارید مثلا
ahmadi nezhad is not my NOT president
http://www.petitiononline.com/923561/petition.html
این نامه توسط داریوش اقبالی (خواننده) تنظیم شده
لطفا این مطلب رو توی وبلاگ خودتون بزارید
به گزارش قلم نیوز، دفتر ارتباطات مردمی مهندس میرحسین موسوی اعلام کرد: وزارت کشور امروز -پنجشنبه- طی نامه ای با استناد به مقررات موجود، بررسی و صدور مجوز برگزاری تجمع سراسری را منوط به اعلام درخواست یک هفته پیش از برگزاری به صورت حضوری و با سپردن تعهداتی نموده است. دفتر کماکان دریافت مجوز برگزاری تجمع سراسری را پیگیری خواهد نمود.
در هفته گذشته طرفداران محمود احمدی نژاد دو راهپیمایی و تجمع بزرگ در تهران برگزار کردند که صدا و سیما با تبلیغات گسترده ای حضور در آن را تشویق و مسیرهای راهپیمایی را مرتباً تبلیغ می کرد و روشن نیست وزارت کشور چگونه توانسته مجوز تجمع های مذکور را در انطباق با مقررات مورد اشاره صادر کند.

بسم الله الرحمن الرحیم
هموطنان عزیز
همانگونه که انتظار میرفت شورای نگهبان، پس از نمایشهایی که توجه هیچکس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلبها و تخلفهای صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد. جشنوارهای که تجدید حیات ملت ما را مژده میداد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترین صحنهها به پایان رسید؛ با حمله به خوابگاه دانشجویان، با خونهای ریخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سیمای از انظار جامعه افتاده، قلمهای شکسته، روزنامههای بسته، با فضای امنیتی کودتاگونه و بیاعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو مینشیند و دستاندرکاران این ماجرا با صورتحساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو میشوند. آیا آنان از تحمیل آنچه روی داد سود بردند؟
از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر میبرد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمیپذیرد. دولتی با پشتوانههای ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بیتدبیری، قانونگریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیمگیری و تدوام سیاستهای ویرانگر اقتصادی نداریم، و بیم آن میرود که بر اثر ضعفهای بیشمار ذاتی و عارضیاش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم.
خطر در پیش است. نظامی که به مدت سیسال به اعتماد مردم متکی بود نمیتواند یک شبه قوای امنیتی را جایگزین این نقطه اتکا کند. این اعتماد لطمات جدی دیده است؛ اگر انکار این واقعیت سودی میرساند، ما نیز با منکران آن همصدا میشدیم، از بس که خطر عظیم است. اگر آنچه انکارش میکنیم واقعا صحت ندارد، چرا به دیگران اجازه اجتماع نمیدهیم تا معلوم شود که چقدر اندکند.
باید باز گردیم، هنوز دیر نشده است. هنوز میتوان اطمینان آسیب دیدة مردم را بازسازی کرد؛ امنیت نظام ما در گرو چنین کاری است. فرزندان انقلاب را از زندانها آزاد کنید. حبس آنان جز تغذیه غریزه فرافکنی در وجود خود شما فایدهای ندارد. مردم چگونه میتوانند به حکومتی اعتماد کنند که دوستان و همکاران و فرزندانش را به صرف توهم در بند میکند؟ چیره کردن فضای امنیتی بر جامعه جز صدمه زدن به عواطف ملت نسبت به نظام اثری نمیگذارد. مطبوعات آزاد مجاری تنفسی یک جامعه سالمند؛ برای ترمیم اعتماد مردم این مجاری را مسدود نکنید.
باید به اسلام باز گردیم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمیتابد و تا قیام قیامت برای معضلات جدید بشریت پاسخهای بکر و نو دارد. به اسلامی باز گردیم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.
به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم میخواهیم ایمانهای مذهبیشان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته میشود؟
به خرد بازگردیم. کشوری به عظمت ایران را، با آرمانهایی به بزرگی اهداف انقلاب اسلامی و با دشمنانی به آن سرسختی و کینهتوزی که میشناسیم با دور ریختن سی سال تجربه مدیریتی و انکار ضرورت برنامهریزی و تصمیمات خلقالساعه فردی اداره نمیتوان کرد.
به قانون بازگردیم؛ به قانون اساسی، این بزرگترین میثاق ملت. به قوانینی که خود وضع کردهایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند.
مردم به حکومتی اعتماد میکنند که آنان را محرم بداند. چرا باید مهمترین مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافیت اطلاعات اولین قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمیشوند.
به مردم بازگردیم. چرا هر گره سهلی را با دندانهای امنیتی باز میکنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه، هرکسی را از دایره خودیهایمان دور میکنیم؟ این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش از اندازه هنرمند است، آن یکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، این یکی از کار ما ایراد میگیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدش بلند است، آن یکی خیلی شیکپوش است. آنقدر از دور خود میرانیم تا این که تنها میمانیم. این شیوه انقلاب اسلامی نیست، و شیوه اسلامی نیست که آغوشش را به روی همه باز میکند و به صرف شهادت زبانی، انسانها را در دایرۀ خود میآورد.
چرا باید پس از یک انتخابات سرنوشتساز در معرض چنین خطراتی باشیم، حال آن که انقلاب و نظام ما در آستانة تحصیل بزرگترین دستاوردها بود؟
مردم!
ما راهی دور و در نگاه نخست غیرقابل عبور را در چند ماه کوتاه پشت سر گذاشته بودیم. ما با هم این فاصله را آمدیم؛ از فضایی که به گرد دروغ و تردید و به غبار رمیدنهای گروهی، طبقاتی، خانوادگی و بیننسلی آلوده شده بود، از دورانی که نطفه ناامیدی شروع به رشد کرده بود، زمانی که فاصله مردم از نظامشان روز به روز بیشتر میشد، تا با هم مقدمات انتخابات را به جریانی طولانی از یک تجدید حیات ملی تبدیل کنیم؛ فضایی پر از آشتی، شادی، آگاهی و نشاط، عرصهای که در آن دوستداران نامزدها در حالی که خنده از لبانشان رخت بر نمیبست میتوانستند با یکدیگر به بحث درباره آینده بنشینند و آن آزادی فرزانه که انقلاب ما وعدهاش را داده بود تجربه کنند. فضایی که در آن کسی خود را شهروند درجه دوم و غیرخودی با انقلاب و نظام اسلامی نبیند، و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم دیگر و پیر و جوان و میانسال و هر قشر دیگر و هر صنف دیگر و هر سلیقۀ دیگر که تا چند ماه پیش خود را بیگانة با سرنوشت کشور میدید همچون عهد نخست جمهوری اسلامی، خویشتن را از نو در دایره صاحبان انقلاب بیابد.
ما با هم آمدیم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنیم و از نفرتپراکنی و پروندهسازی بیزاری بجوییم. با هم آمدیم تا حاکمیت عقل و عشق را توامان داشته باشیم. همۀ ما به چهرۀ رحمانی اسلام رو کردیم و در این رویکرد میراث تمدنی ایران عزیز و بزرگ را تجدید شده دیدیم، تا آنجا که در مساجد شعار ایران، ایران! را با طنینی که هنوز در تکبیرهای شبانۀ شما شنیده میشود سر دادیم و کسی احساس نکرد که ایران جدای از انقلاب و یا جدای از اسلام است، بلکه اسلام و ایران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجیگری جداست. اسلامی که در ورای تمایزات عقیدتی و طبقاتی و قومی و جنسیتی کرامت انسانها را ارج مینهد و اصل میداند. اسلامی که شوینده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکریم حقوق شهروندی است.
مردم!
علیرغم آنچه روی داد، ما در این چند ماه آرزوهای بلند و کوششهای خالصانۀ خود را نباختیم. ما در این میانه مستورهای از تحقق آرمانهایمان را یافتیم و دیدیم که آنچه به دنبال آنیم چقدر خواستنی است و چه نسبت نزدیکی با حقیقت اسلام و انقلاب و هویت ملی ما دارد. این دستاوردی است که هیچکس نمیتواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمایهای اندوختهایم که پشتوانه و بستر حرکتهای آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و این خط سبز جوشیده از فطرتهای مردم و واقعیتهای تاریخی کشور و انقلاب همچنان در طول سالها ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد. ما برای حفظ این دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد.
تمامی تلاشهایی که این روزها در مخالفت با شما صورت میگیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده رساترین اعتراض ماست. به سابقه دیرینه این سرزمین نگاه کنید. در زندگانی ما مردم که از کهنترین تمدنها زاده شدهایم، فراز کنونی جزئی از یک تاریخ طولانی است. ما در جادهای به درازای تاریخ همه بشریت قدم میزنیم. در این جاده چه بسیار ملتها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سختترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدی است. مردم ما میتوانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آنچه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیشبینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیشبینیها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزارهها زنده نگه داشته است چنین کردند. بهویژه با جوانان میگویم که اگر میخواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینههای خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن میکند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در میآورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.
امیدی که هویت ما را شکل داده است معطوف به چه چیز است؟ قطعا معطوف به امور غیر واقعی و خرافههای واهی نیست، و الا نمیتوانست ملتی را برای هزاران سال زنده نگه دارد. بلکه این امید معطوف به لطف و فضل الهی است. اگر علاقه به این هویت تاریخی کمترین فاصلهای با اسلام ندارد، به این خاطر است. ما آمده بودیم این علاقه را احیا کنیم. از این هویت خود فاصله نگیریم. شما وظیفه خویش را به درستی انجام دادهاید و غیر ممکن است که لطف خداوند مردمی را که با نیتهای پاک ادای وظیفه میکنند تنها بگذارد.
امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمیگیرد و تنها زمانی در ما تحکیم میشود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانههایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم قبله. به خودتان و دوستان همفکرتان برگردید و این بار هر شهروند محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منتظرتشویق و کمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.
مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم. مسئولیت دینی ماست که نگذاریم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمیپسندد استحاله بیابد. مسئولیت انقلابی ماست که اجازه ندهیم حاصل خون صدها هزار شهید به یک دولت امنیتی تنزل پیدا کند و مستهلک شود. لیکن برای آن که این اعتراض به نتیجهای دلخواه برسد باید چند اصل مهم را رعایت کنیم:
- نظام و انقلاب اسلامی میراث و میوه مبارزات تاریخی دویست ساله شما با استبداد و عقبماندگی است. جمهوری اسلامی نظامیاست که اگر بر اساس عهد نخستین و نسخه اصیلش به اجرا درآید تمامی خواستههای ما را در بر میگیرد. مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. اینجانب قویا با چنین وسوسهای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفیتهای ارزشمند تحقق نایافتهای است که باید با فعالیت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و اندیشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبهای ملی درآید.
به یاد آوریم که ملت ما در انقلاب اسلامی به دلیل عدم انعطاف در قبال خواستههای به حقش، که از زبان امام راحل بیان میشد، مجبور به ساختارشکنی گردید. به همه نهادهای تصمیمگیر در نظام توصیه میکنم که چون شورای نگهبان عمل نکنند و مجاری را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند، زیرا که بسته شدن این راه، تهدید ساختارشکنی را به عنوان تنها بدیل مطرح خواهد کرد، و این بدیلی است که همة ما هزینه سنگین آن را میدانیم و قاطعانه با آن مخالفیم. همچنین تاکید میکنم که تعلل در محقق ساختن آرمانهایی چون قانونگرایی، عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، و به ویژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعیتسوز است.
- اسلام آن پوستین وارونهای نیست که برخی مخالفان شما پوشیدهاند. شیوه آنها این است که هر چیز مقدس و مبارکی را به نفع سلیقه خود مصادره کنند، تا جایی که حتی اگر بتوانند شال سبز شما را هم میستانند. اسلام راستین نسبتی با ظاهرسازیها و کجاندیشیهای آنان ندارد، بلکه مکتبی رهائیبخش است که اگر به حقیقت و نورانیت آن برسیم دوای تمامی دردهای شخصی و اجتماعی ماست.
- ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.
- در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچکس نباید صدمه ببیند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.
- ما در برههای و گریوهای از تاریخ کشور خود قرار داریم که راهحل بسیاری از مشکلات ما قانون است. درست است! قانون همیشه بیعیب نیست. درست است! قانون عرفی قراردادی اجتماعی است و به مانند هر عهد و پیمانی که انسانها با هم میبندند رعایت آن تنها تا زمانی الزامی است که طرف مقابل نیز به آن پایبند باشد. درست است! مخالف شما قانون اساسی را زیر پا میگذارد، به خلاف نص این میثاق ملی شما را از حق برگزاری اجتماعات محروم میکند، بلکه حتی اگر به نشانه اعتراض پارچهای سبز به دستتان ببندید به رغم اصول متعدد قانون اساسی و قوانین بیشمار عادی، خود آن کسی که مسئول حفظ امنیت است شما را مورد ضرب و شتم قرار میدهد. درست است! متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگر گرفتهاند. لیکن تلاشی که ما وارد آن شدهایم یک مشاجره و تلافیجویی نیست. ما را عصبانیت یا جاهطلبی یا خودپسندی برنیانگیخته است، بلکه حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاریم، زیرا میدانیم که در فردای نزدیک، زمانی که کوششمان به ثمر میرسد، نخستین اصلی که باید آن را نهادینه کنیم پایبندی به قانون است. این شالودهای است که امروز صبورانه میریزیم تا بر رویش بنای رفیع فردایمان را استوار کنیم.
- سرانجام وحدت. همه شما را به برادری دعوت میکنم. پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای دادهاند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما به خشونت متوسل میشوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آیندهای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابانها کتک زده است، سعادتمندتر، معنویتر، سالمتر و زیباتر از امروز زندگی کند. رنگ سبزی که ما به عنوان نماد خود انتخاب کردهایم یک معنایش هم این است؛ رنگ سبزی که ما را به اهلبیت نور، اهل بیت راستی، اهلبیت خرد، اهل بیت کرامت و فضیلت پیوند میدهد.
شاید بگویید که با این همه قید و بند دیگر فرجهای برای بیان اعتراض باقی نمانده است. این گمان خامی است که مخالفان سطحیاندیش و افراطی شما در سر دارند. الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. کسانی که در راه خدا میکوشند خداوند آنان را به راههای خود هدایت میکند. به عنوان نمونههایی از این هدایت به یاد آورید که خداوند چگونه آرامش را بر اجتماعات بیکرانةتان مستولی میکرد و یا در خلال آنها ظرفیتهای ذهنی مردم به چه شعارهای نغزی رهنمون میشد. همان خلاقیت همچنان قادر است که با توجه به تمامی این اصول راهکارهایی بکر و موثر پیشپای ما قرار دهد، میدانهای گستردهای برای عمل در مقابل ما بگشاید و تجربیات جدیدی برای آزادیخواهان جهان اندوخته کند.
در ابتدا هدف همه ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانیت دینی به فضای مدیریت کشور بازگردد، لیکن در میانه مسیر به اهدافی بسیار بلندتر هدایت شدیم. ما در این بین میخواستیم ارکان ذیربط نظام به یاد آورند که در ورای تمامی آنان و ما فوقشان میزانی به نام رای و عزم مردم وجود دارد که آنها نه حق دارند و نه میتوانند آن را نادیده بگیرند. امروز خواست عمومی برای سازوکاری کارآمد جهت انتخابات که در آن اطمینان ملی حاصل شود و دروغ، تقلب و تزویر جایی نداشته باشد، به یک مطالبه انکار ناپذیر مردمی تبدیل شده است. در هر قدمی در آینده تجربه تلخ و مشروعیتزدای جریانات اخیر باید پیشاروی ملت باشد و نباید هیچ فرصتی برای روشنتر شدن ابعاد این دروغ و تقلب بزرگ و پیآمدهای تلخ آن از دست برود.
در ایامی که گذشت شخصیتها و گروههایی به سراغ اینجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شاید توجه نمیشد که اینجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود و نیست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شدة مردم معامله یا مصالحه کنم. مسئله جمهوریت و حتی اسلامیت نظام ماست. اگر در این نقطه ایستادگی نکنیم، دیگر تضمینی نداریم که در آینده با حوادث تلخی نظیر آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشیم.
گروهی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آیند و با تشکیل جمعیتی قانونی صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طریق انتشار مدارک و اسناد تقلبها و تخلفهای انجام گرفته و نیز رجوع به محاکم قضایی پیگیری کنند و نتایج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اینجانب نیز به این جمع میپیوندم. این گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در این مرحله مطالبات زیر را دنبال خواهد کرد:
- توقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبیعی سیاسی
- اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بین ببرد و بیطرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمین کند
- رعایت اصل 27 قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات
- آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها
- فعالیت مجدد سایتهای خبری مستقل
- ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظیر اینترنت، پیامهای کوتاه، و جلوگیری از قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس دیگر
- توقف برخوردهای یکجانبه، افترا، دروغپردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور
- برخورداری از کانالهای مستقل تلویزیونی در خارج و داخل کشور
- صدور مجوز برای تشکیل جمعیتهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی
- آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی، ابطال پروندهسازیهای جعلی امنیتی و دخالت ندادن پروندههای جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی
در انتها به همه مردم شریف کشورمان، چه آنها که به اینجانب رای دادند و چه آنهایی که به اینجانب رای ندادند، به ویژه کسانی که در حوادث ناگوار هفتههای اخیر صدمه دیدند درود میفرستم. همچنین مقام شهیدانی را که به جرم حقخواهی و آزادیطلبی در خون خود غلطیدند ارج مینهم و از خداوند بزرگ برای خانوادههای عزیز آنان طلب صبر و اجر دارم.
میر حسین موسوی
10/4/88
به گزارش قلم نیوز، دفتر ارتباطات مردمی مهندس میرحسین موسوی، ضمن تکذیب اخبار منتشر شده در برخی از سایت ها به نقل از سخنگوی شورای نگهبان، اعلام کرد نقطه نظرات مهندس موسوی طی نامه مورخ 6/4/88 ایشان به شورای نگهبان منعکس شده که متن کامل آن از طریق سایت قلم نیوز به استحضار ملت شریف ایران رسیده است.
دکتر ابوالفضل فاتح در گفتگو با قلم ضمن اشاره به این مطلب درباره ی برخی مصاحبه های منتشر شده از برخی افراد تحت عنوان عضو ستاد مهندس موسوی گفت: شرایط این افراد برای همه قابل درک است، اما روی سخن با سناریو پردازانی است که با طراحی این گفتگوها، علاوه بر آنکه ساحت انسانی افراد و شعور اجتماعی را هدف قرار داده، با مجبور کردن رسانه های مستقل به انجام مصاحبه و پوشش آن استقلال رسانه ها را نیز نادیده انگاشته اند؛ چرا که این مصاحبه ها، نه تنها به افراد، بلکه به بسیاری از رسانه ها نیز تحمیل می شود.
فاتح گفت: انتخابات مقوله ای عمیقا سیاسی است و امنیتی و نظامی کردن آن اقدامی نادرست، هزینه بر و نگران کننده است لذا باید به سرعت از فضای امنیتی به فضای سیاسی برگردیم. هیچکس موافق آشوب و بی قانونی نیست و همچنین آنچه محکوم است گستردن دامنه تعریف اغتشاش به حوزه شخصیت افراد یا عمل سیاسی است که متاسفانه به شدت نظام امنیتی و انتظامی ما را آلوده می سازد. آیا هرگز به این مساله توجه شده است که دستگیری و زندانی کردن فله ای افراد و یا وادار کردن افراد به گفتگوهای بی مبنا، چه عوارض غیرقابل جبرانی بر سرمایه های اجتماعی بر جای خواهد گذاشت.
وی گفت: کسی به اهداف بد خواهانه و مداخله جویانه ی غرب در قبال ایران شک ندارد، اما اگر خدای ناکرده در ایران روزی انقلاب مخملی راه بیافتد از نوع غربی آن نخواهد بود و بیش از غرب گرایی خاستگاه و عامل آن تحجر و راست گرایی است. بی جهت با متهم کردن بزرگان و میلیون ها انسان، آدرس غلط ندهید. یا مفهوم مخملی را نمی دانید، یا ما را نمی شناسید یا از عمق رسوخ ارزش های امام و انقلاب اسلامی در میان مردم بی اطلاعید.
آیا هرگز اندیشیده می شود که چگونه عده ای با اتخاذ خشن ترین و بی رحمانه ترین کردار و گفتار در قبال سیاسیون و پیشکسوتان انقلاب همچون موریانه به جان پایه های اعتماد به نظام افتاده اند؟ آیا هرگز اندیشیده می شود که ساختن پاپوش برای بزرگان تاریخ انقلاب با هدف شوم ایجاد شکاف در سطوح عالی، تضعیف و خالی کردن اطراف رهبری معظم و دو گانگی بین مردم و حاکمیت صورت می گیرد و خود مخملی ترین روش تضعیف کشور است؟ آیا هرگز اندیشیده می شود که بیش از سی ان ان و بی بی سی این رسانه های اتحاد شوروی نظیر پراودا و تاس بودند که زمینه های نا آگاهی ملی و فروپاشی شوروی را پدید آوردند و امروز چه بسا که همان نقش متاسفانه در قاموس رسانه ی ملی، ایرنا، ایران و ... دیده می شود؟ اگر خود خانه را از پای بست ویران نکنیم، بیگانه کاری از پیش نخواهد برد.
وی در تحلیل خود از آینده گفت: علی رغم همه ی فراز و فرود ها، مجادله را درون خانوادگی و جامعه را در مسیر پختگی می بینم و اینبار این مردمند که دولتمردان و سیاسیون را به پختگی و افزودن هاضمه ی سیاسی فرا می خوانند.
فاتح در پایان در پاسخ به سوالی درباره ی موضوع ممنوع الخروج شدنش گفت: این هم از همان نمونه های رفتار غیر قانونی است که از طریق رسانه ها اعلام می شود. همانطور که قبلا گفته ام نه چنین فشارهایی موجب خواهد شد که لحظه ای یا ذره ای در مواضع یا آنچه در همراهی با آقای مهندس موسوی عزیزانجام داده ام، دچار تردید و پشیمانی و عقب نشینی شوم و نه چنین برخوردهایی به ایمان و اعتقاد راسخ من به کشور، نظام، امام و رهبری بزرگوار ذره ای خدشه وارد می کند. و نیز بر خلاف کسانی که عامدانه یا غافلانه فقط به واگرایی ها دامن می زنند یا می خواهند به پذیرش واگرایی ها مجبورمان کنند این دو را به روشنی قابل جمع می دانم.
به گزارش قلم نیوز متن کامل این نامه به شرح ذیل می باشد:
بسمه تعالی
شورای محترم نگهبان
سلام علیکم،
بازگشت به نامه شماره 33512/31/88 مورخ 5/4/1388 معاون اجرایی و امور انتخابات آن شورا، همانگونه که در دو نامه قبلی اعلام گردید گستره تخلفات و تقلبات انجام شده در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و موارد نقض قوانین از سوی دولت و وزارت کشور که بخشی از آن در نامه مورخ 28/3/88 رئیس سازمان بازرسی کل کشور مستند و وارد تشخیص داده شده به حدی است که منحصر کردن رسیدگی به شکایات مربوط به تخلفات انتخاباتی به بازشماری ده درصد صندوق های رأی نمی تواند به جلب اعتماد و اطمینان مردم کمک کند و افکار عمومی را در خصوص نتایج اعلام شده اقناع نماید.
بر اساس آنچه که قبلاً به آگاهی آن شورا رسید حجم تخلفات و اقدامات مغایر قانون در چهار بخش:
الف. فعالیتها، تبلیغات انتخاباتی و اقدامات تا پیش از روز رأی گیری
ب. عملیات اخذ رأی و شمارش آرا
ج. جمع بندی و اعلام نتایج آرا
د. اقدامات پس از رأی گیری و اعلام نتایج آرا
به گونه ای است که چاره ای جز ابطال انتخابات و برگزاری مجدد آن باقی نگذاشته است. به عنوان نمونه به برخی از اهم عناوین تخلفات و اقدامات مغایر قانون اشاره می شود که از مصادیق "تأثیر در نتیجه کلی انتخابات" موضوع تبصره ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری است و ابطال این انتخابات را اجتناب ناپذیر می سازد (تفصیل هر یک از این عناوین به پیوست ارسال می شود):
1. نقض صریح، گسترده و جسورانه ماده 68 قانون انتخابات و استفاده وسیع از امکانات دولتی و منابع عمومی و مداخله آشکار تعدادی از اعضای دولت، مدیران ارشد و استانداران و مدیران اجرایی به نفع نامزد حاکم.
2. عدم رعایت بی طرفی از جانب صدا و سیما و ایراد اتهامات اثبات نشده که بخشی از آنها از سوی دادستان کل کشور عمل مجرمانه تلقی شده است و نیز تبلیغ گسترده و جانبدارانه رسانه های متعلق به دولت ( ایرنا، روزنامه های دولتی و سایتهای خبری ) به نفع نامزد حاکم.
3. وقوع گسترده جرایم موضوع ماده 33 قانون انتخابات ریاست جمهوری در زمینه های زیر که مخالف نص صریح بندهای ماده مذکور اند:
4. طراحی ساز و کاری غیر قابل نظارت و مغایر قانون برای تجمیع آرای شمارش شده و اعلام نتایج آرا به صورت مهندسی شده ( آن هم در حالی که قبل از شروع اعلام نتایج از سوی ستاد انتخابات وزارت کشور، نتایج انتخابات در سایتهای وابسته به دولت، سپاه و روزنامه کیهان درج شده بود )
5. مداخله گسترده و غیرقانونی بخش هایی از نیروهای مسلح قبل و حین انتخابات که خلاف نص صریح نظر حضرت امام (ره) می باشد.
6. وجود بیش از 170 حوزه اخذ رأی با میزان آرای مأخوذه بین 95 تا 140 درصد.
7. حمله به ستادهای انتخاباتی در شهرستانها و تهران و پلمپ ستاد مرکزی اینجانب و دستگیری رئیس و اعضای فعال آن که موجب اخلال در گردآوری کامل اسناد و مدارک تخلفات انتخاباتی گردید.
که همه موارد فوق دال بر وجود تخلفات برنامه ریزی شده و سازمان یافته جدی در امر برگزاری انتخابات است.
از آنجا که بنابر اعلام شورای نگهبان بخشی از تخلفات صورت گرفته در انتخابات دهم ریاست جمهوری بیرون از دایره صلاحیت بررسی آن شورا است و نیز بخش هایی از اعتراضات قانونی علاوه بر شخص وزیر کشور و عوامل و مجریان آن وزارتخانه متوجه نحوه عملکرد تعدادی از اعضای خود شورای نگهبان و تخطی آنها از ضوابط قانونی و نقض بیطرفی است، رسیدن به یک داوری منصفانه در این مورد اساساً نمی تواند در حیطه شورای نگهبان و به طریق اولی در حیطه هیأتی باشد که منتخب این شوراست، گذشته از اینکه برخی از افراد این هیآت در این انتخابات موضع بیطرف نداشته اند و نسبت به نتایج آن پیش از بررسی، اعلام موضع کرده اند که این مسأله به رفع ابهامات و اقناع افکار عمومی کمک نمی کند.
لذا اینجانب ضمن تأکید مجدد بر ابطال انتخابات به عنوان مناسب ترین راه برون رفت از معضل ایجاد شده و بازسازی اعتماد عمومی و صرفاً برای اینکه راهی نیز جهت رسیدگی از طریق یک هیأت حکمیت ملی گشوده بماند و اعتراض قانونی مردم در مرجعی مورد رسیدگی قرار گیرد که بتواند مورد اجماع ملی و وفاق عمومی بوده و رأی آن مورد قبول عموم رأی دهندگان و مایه اطمینان خاطر مردم باشد، پیشنهاد می کنم که موضوع به حکمیتی شرعی و قانونی و مستقل که مورد اتفاق نامزدها و حمایت آن دسته از حضرات آیات و مراجع عظام تقلید که حل و فصل موضوع را پیگیری نموده اند، باشد ارجاع داده شود.
میرحسین موسوی
دبير کل مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم میگويد شورای نگهبان برای بررسی نتايج انتخابات بیطرف نيست و کسانی که به نتايج انتخابات معترضاند حق دارند تظاهرات کنند.
وی که با يک سايت حامی محمود احمدینژاد گفتوگو کرده است همچنين اظهار داشت که شورای نگهبان از چند ماه پيش بیطرفی خود را در انتخابات نقض کرد، نمیتواند برای بررسی صحت يا سقم نتايج انتخابات «حَکَم» باشد.
آيتالله سيد حسين موسوی تبريزی در مصاحبه با سايت «ثانيه نيوز» با يادآوری وقايع سالهای ۱۳۵۶ که مقدمهای برای رويدادهای منتهی به انقلاب ۵۷ شد، گفت: «انقلاب هم از همين حرف ها درآمده، شاه هم به اينها می گفت اغتشاشگر. من جريان ۲۹ بهمن تبريز را میدانم، جريان ۱۹ دی قم را نيز من ايجاد کردم، وقتی در تبريز مردم بيرون آمدند، شاه، آموزگار و مجلس او گفتند که اينها از آن طرف مرز آمدهاند اينها اغتشاشگرند».
دبیرکل خانه احزاب در ادامه گفت « رژيم شاه به خاطر اينكه همين حرف ها را مى زد طاغوتى بود، اگر اين حرف ها را نمى زد و حق مردم را مى داد كه طاغوت نبود. فرقى نمى كند هر كس حق مردم را بخورد، طاغوت است».
وی که در انتخابات رياست جمهوری از نامزدی ميرحسين موسوی حمايت کرده بود، همچنان بر موضع پشتيبانی خود از اقدامات و بيانيههای وی ادامه داده و به خبرنگار سايت «ثانيه نيوز» میگويد که آقای موسوی از حقوق مردم دفاع میکند و اقدامات وی تاکنون حقوقی و قانونی بوده است؛ «وقتی می گويد به شورای نگهبان اطمينان ندارم خيلی از مردم اين عقيده را دارند».
در همين مصاحبه آقای موسوی تبريزی به آمارهای مربوط به مشارکت بالای صد در صد در برخی شهرها اشاره میکند و میگويد «حوزه شهر ری ۲۰۱ درصد رای دارد» و زمانی که مصاحبه کننده به «میهمانپذير» بودن برخی حوزهها اشاره میکند و در پاسخ اظهار میدارد که اين گونه اظهارات خلاف قبلاً هم گفته شده اما «چطور تا حالا در طول تاريخ انقلاب اينها میهمانپذير نبودند، اما حالا میهمانپذير شدند؟»
دبير کل مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم و دبير کل خانه احزاب در اين مصاحبه عدم صدور مجوز برای سازمان بازرسی کل کشور برای نظارت بر روند انتخابات را نيز فاقد وجاهت قانونی دانست و اعلام کرد که در اين باره حاضر به مناظره با شورای نگهبان است.
![[img633818794826093750.jpg]](http://1.bp.blogspot.com/_Km1WBW9uLyg/SknIudgYyaI/AAAAAAAAAA0/j2GNKtr1Kq0/s1600/img633818794826093750.jpg)
زنی به برنامه زنده در شبکه قرآن زنگ زده و می گوید: سلام حاج آقا. من خودم را زن خوشبختی می دانم. همسرم دوباره ازدواج کرده و ما مثل دو خواهر زندگی می کنیم. چند ماه پیش برای همسر دوم شوهرم تولد گرفتم.روز تولد حضرت فاطمه بنده شیرینی گرفتم و به دیدن ایشون رفتم. بچه هامون زیرسایه همسرم که سادات هستند. اسمشون میرحسین موسوی نجفی است. هم اسم رییس جمهور محترم ... !!! قیافه مجری و حاج آقا خیلی دیدنی است!!
آه چه ساده اند کسانی که جمهوریت ایران را زیر پای خود له کردند
کسانی که منافع خویش را برتر از هر آنچه که صلاح عموم باشد میداند
در انتخابات سال 1388 جمهوریت نظام به زیر سوال رفت
و نه تنها یک کلمه بلکه مردم سالاری و آزادی مدنی و از همه دردناک تر زیر سوال رفتن اسلام و انقلاب بود
اسلام و انقلابی که ثمره خون هزاران شهید است،البته این را باید در نظر گرفت که در آخر الزمان و هنگام ظهور منجی عالم تنها از اسلام نامی باقی خواهد ماند!،و ایناند کسانی که اسلام را بر سر نیزه های قدرت خویش کرده اند و برای رسیدن به قدرت، اسلام را بازیچه، و به بهانه ی حفظ آن از هیچ ظلمی به بندگان خدا دریغ نمی کنند...!
توهم انقلاب مخملی بهانه ای بیش نیست برای پیش برد اهداف شیطانی افرادی که قدرت را نه برای خدمت رسانی،بلکه برای بهبود عقده های شخصی خود میخواهند.
ای تشنگان قدرت،آیا ذره ای به عواقب و جزای کارهای خود اندیشیده اید؟
جبران خسارتی که شما به اسلام و مسلمانان زدید،شاید جبران ناپذیر باشد
آه،کجایند آن مردان بی ادعا،که ببینند همسنگرانشان،برای دست یابی به قدرت چند روزه ی دنیا از ریختن خون هموطنانشان نیز نمیگذرند!
از تهمت و افترا به مردمی که تا دیروز ملت همیشه در صحنه بود ،نیز نمیترسند!
ملتی که الان دست نشانده ی بیگانه و اغتشاش گر نامیده می شود!
خدا یا تو که میدانی خواست این مردم چیست؟
تو که از درد دل این مردم با خبر هستی
تو که میدانی حکومتی که با مردمش ناسازگاری کرد و آنها را کوچک خواند،باقی نخواهد ماند
تو که میدانی قوی ترین حکومت های دیکتاتور هم فرو پاشیدند،به خواست تو
حال اینان اسلام تو را دستاویز خویش کرده اند و با آن دامی ساخته اند،و تعدادی را با همین دام فریفته اند.
کاش لااقل از حربه ای به غیر از اسلام برای اینکار خود بهره می بردند...
کاش به نام حفظ اسلام و قرآن به حفظ قدرت خویش نمی پرداختند.
آی طرفداران اصول،
شما به چه رای دادید؟
به برنامه های اقتصادی خوب یا اقتدار ملی!؟
آیا کاندیدای شما به جز تخریب و تهمت به دیگران برای بدست آوری رای کار دیگری در زمان تبلیغات انجام داد؟
آیا برنامه ای مدون ارائه داد؟
یا با توهم ایجاد فضای هاشمی-احمدی به دنبال پیروزی بود؟
به خداوندی خدا قسم با فرض این حالت نیز بعد سپری شدن این 4سال و عملکرد فوق درخشان آقای احمدی نژاد،پیروز انتخابات آقای هاشمی بود نه احمدی نژاد...
چرا نمی خواهید با این واقعیت که احمدی نژاد دیگر جایی در بین مردم نداشت روبرو شوید؟
آیا میدانید دوستان شما با این عملکرد کوته فکرانه در انتخابات باعث ایجاد یک فضای عدم اعتماد به نظام و در نهایت عدم مشروعیت نظام شدند؟
آیا باید تمام عزت یک نظام، فدای یک شخص بشود؟!
آیا به انتخابات آتی فکر کرده اید؟
نزدیکترین انتخابات مهم،انتخابات مجلس نهم است،
آیا به میزان مشارکت حداقلی آن فکر کرده اید؟
آیا باید این حماسه بزرگ یکبار فقط در ایران اتفاق می افتاد؟
در انتخابات آتی درصورت عدم رای سازی،مشارکتی کمتر از 30%خواهد بود.
آیا تمام این دروغ ها و عوام فریب ها به این وضع پیش آمد می ارزید؟؟؟
بسم رب شهدا و الصديقين
انا الله و انا اليه راجعون
با شمايم . آري شمايي كه شايد اندكي دلتان براي انقلاب و ايران مي سوزد شمايي كه حفظ نظام به هر قيمتي را وظيفه نمي دانيد امروز جمهوريت نظام دارد از بين مي رود شجره طيبه اي كه امام راحل مان بنا نهاد و با خون شهيدان بسياري آبياري گشت اكنون در حال تبر خوردن است و ريشه هاي اين درخت نيز در حال خشكانده شدن است. آري با شمايم شمايي كه دستتان به جايي مي رسد حرفتان گوش شنوايي دارد سكوت شما امروز همراهي با كساني است كه تبر به دست گرفته و جمهوريت و اسلاميت انقلاب را دارند از آن مي گيرند. در باور بسياري تقلب در انتخابات و آمار سازي و عدد سازي واضح تر از آني است كه اثبات بخواهد. قبلا دلايل اين آمار سازي بسيار بيان شده اما يك مورد ديگر ان اينكه تا شمارش 34 ميليون راي حتي يك راي باطله وجود نداشت در حاليكه مجموع آراي صندوق هايي كه هيچ آراي باطله اي نداشتند حدود 7/2 ميليون راي است. تناقضات آماري ديگر بماند.
آري با شمايم در باور بسياري احمدي نژاد ديگر نه رئيس جمهور ايران بلكه غاصب و غصب كننده اين عنوان است. احمدي نژاد 4 سال تمام به اسم توسعه و عدالت درخت هاي باغ ايران را كند و سوزاند و ساده انگارانه از گرماي آتشش خرسند گرديد. 4 سال تمام به اسم اسلام و آقايمان امام زمان به ترويج خرافه پرداخت. اما به هر حال رئيس جمهور ايران بود اما او ديگر رئيس جمهور ايران نيست او غاصب اين عنوان است. حتي اگر ايشان راي آورده ( كه به مسلمانيم قسم راي نياورده) به دليل دروغگويي هايش استحقاق رياست جمهوري را ندارد. اثبات دروغگوييش نيز نياز به آمار و ارقام ندارد يك تلفن به شركت مسافر بري رجا و درخواست بليط اصفهان به شيراز آن را ثابت مي كند. بگذريم كه كسي كه تهمت مي زند هم نمي تواند رئيس جمهور باشد.
آري اينك جمهوريت نظام دارد از دست مي رود . نظامي كه هميشه به مردم در صحنه اش فخر مي فروخت دارد از بودن مردم در صحنه تهي مي شود. ترديد به انتخابات چون خوره اي به جان ايران افتاده و دارد ايران را از پا در مي آورد گيريم كه ايشان 4 سال غاصب بود اما پس از آن چه؟ با شمايم سرداران خون همرزمانتان دارد ارزان فروخته مي شود. با شمايم مراجع عاليقدر، اسلام طالباني دارد جاي اسلام رحماني را مي گيرد، اسلام وحشت وترور، اسلام تهمت و دروغ دارد جاي اسلام رافت و صداقت را مي گيرد. سكوت شما يعني همراهي با حاكمان ظالم. نپسنديد كه مردم شما را جزوي از دولت بدانند يا خداي ناكرده زبانم لال همچون آخوندهاي درباري رژيم پهلوي بدانند. بياييد نگذاريم نظام مقدس اسلامي كشور جايش را به رژيم ... بدهد.
باور بفرماييد ما اين كشور را دوست داريم دلمان نمي آيد حتي اين سخنان را بنويسيم. باور بفرماييد بقاي يك كشور به اعتماد مردمان آن كشور به حاكمانشان است. نگذاريد اين اعتماد به حراج گذاشته شود. اين بهت و حيرت مردم از نتايج انتخابات شايد به مرور زمان كم شود اما از بين نمي رود. دل چركيني مردم از شما ها هيچ وقت از يادشان نمي رود. باور كنيد ما ايران را دوست داريم. باور كنيد اگر به اندازه شما از اسلام ندانيم اما مسلمانيم. باور كنيم قلبمان و جسممان براي ايران است و باور كنيد اين نوشته ها تنها به اين دليل است كه داريم مي بينيم كشورمان دارد تهديد مي شود ايران در خطر است. چه خطري بالاتر از بي اعتمادي مردم به حاكمان . چه خطري بالاتر از جدا افتادن مردم از حاكمان و چه خطري بالاتر از دست رفتن جمهوريت نظام و بدتر از آن چه خطري بالاتر از بحران مشروعيت.
مگر ما چه مي خواهيم جز امانتداري جز صداقت. جز رفع كردن شبهه هايي كه داريم. جوابمان چيست؟ باتوم ، گلوله، منافق بودن، خط گرفتن از بيگانگان و بدتر از همه توجيهاتي كه تنها داغ دلمان را تازه مي كند. با شمايم اگر دلتان براي ايران و ايراني مي سوزد نگذاريد اعتبار كشور ارزان به فروش رود. نگذاريد اعتماد مردم آسان از دست برود نگذاريد مردم فكر كنند همه از يك كرباسيد. سكوت شما يعني تن دادن به بي اعتمادي مردم يعني خيانت به خون شهدا و خيانت در حق رهبري كه تا بود همه چيز برادرانه حل مي شد. بياييد اين اعتماد از دست رفته را برگردانيد.
من كوچكتر از آنم كه بخواهم چيزي بگويم اما همين كمترين نيز نگران كشوري به نام ايران است. بياييد كار كنيم كه ايران، ايران و ايراني ايراني بماند
پ.ن: كاش مي شد اين نامه به دست بسياري برسد.
کمیته صیانت از آرای ستاد مهندس موسوی با صدور اطلاعیهای جدید، اطلاعات تازهای را درباره تخلفات و تقلبات صورت گرفته در انتخابات دهم ریاستجمهوری فاش کرد
به گزارش «موج سوم» متن کامل این اطلاعیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شریف ایران
متأسفانه پس از سپری شدن فرصتهای طلایی جهت دستیابی به راهحلی معقول و مشروع برای رفع ابهامات اساسی و مشکلات مربوط به انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، شورای نگهبان گام دیگری در اثبات نقض بیطرفی خود و نیز عدم تمایل به بازگرداندن فضای اعتماد و آرامش، برداشت. اقدام اخیر شورای نگهبان در معرفی شش تن برای بازشماری ده درصد از صندوقها، در همان وهله اول چند اشکال جدی را به ترتیب زیر نشان میدهد:
الف - از تخلفات اساسی در ا ین انتخابات که موجب ابطال آن میباشد نقض اصل بیطرفی مجریان و ناظران (وزیر کشور و اکثریت اعضای شورای نگهبان) است. بنابراین طبیعی است که کمیته 6 نفره منصوب این دستگاه نظارتی وجاهت قانونی و عرفی نداشته باشد ولو اشخاصی که نام آنها به عنوان این کمیته در رسانهها توسط شورای نگهبان اعلام گردیده از افرادی محترم و دارای وجاهت در میان مردم باشند. و این همه در حالی است که هر روز یکی از اعضای شورای نگهبان در سخنرانیهای عمومی و یا مصاحبههای رسانهای درخصوص صحت انتخابات تأکیدات اعجابآوری دارند.
ب - اکثریت اعضای کمیته 6 نفره مذکور، پیش از این، بر صحیح بودن روند برگزاری انتخابات و جانبداری از دستاندرکاران امر نظارت و اجرا تأکید کردهاند و حتی به سرزنش طرف مظلوم این بیقانونی و طعنه به مردم پرداختهاند. سپردن هر گونه رفع ابهام به کسانی که قبلاً حکم صادر کردهاند و نظرشان را اعلام نمودهاند، طبعاً کاری لغو و بیهوده است.
ج - مأموریت واگذار شده به این کمیته، تنها بخش جزئی و ناچیزی از مطالبات به حق و مشروع قبلاً اعلام شده به وسیله نامزدهای سهگانه و به خصوص کمیته صیانت از آراء میباشد. مشخص نیست به چه دلیل به انبوه موارد ذکر شده از تخلفات در مراحل سهگانه این انتخابات (قبل، حین و بعد) که در نامههای متعدد به مقامات عالیه کشور و نیز در بیانیههای 14گانه قبلی این کمیته، آمده، بیاعتنایی شده است؟
در این حال شاهد انتشار نامهی ستاد انتخابات وزارت کشور و اشاعه مکرر مغلطههای قبلی به عنوان پاسخ نامهی جناب آقای مهندس میرحسین موسوی خطاب به مردم شریف و هوشمند ایران هستیم که، تکرار ادعاهای باطل مجریان انتخابات است گویی انتخابات را با سلامت کامل برگزار کردهاند و هیچ خلافی هم قبل و بعد از آن، از ایشان مشاهده نگردیده است!
در این خصوص، مسئولین ستاد انتخابات وزارت کشور را به منظور درک بیشتر از تخلفات خود و زیرمجموعههایشان و نیز جهت جلوگیری از اطالهی کلام، به بیانیههای قبلی این کمیته ارجاع میدهیم. در اینجا فقط یادآوری میکنیم که هم وزارت کشور و هم شورای نگهبان، به جای پاسخگویی واقعی به ابهامات اصلی، در پی فضاسازی برای گم کردن جنبهی اصلی اعتراضات هستند. مثلاً ادعا میکنند نمایندگان مهندس میرحسین موسوی فلان تعداد بودهاند یا اینکه گویا این نمایندگان، به میل خود و با اختیار، به موقع سر صندوقها حاضر نشدهاند و مجریان انتخابات نمیتوانستهاند بخاطر غیبت آنان، پلمپ کردن صندوق و شروع اخذ رأی را به تعویق بیندازند. باید گفت چنانچه مسئولان اجرا و نظارت انتخابات، حق قانونی مردم و نامزدهای غیردولتی را پاس میداشتند؛ به جای تعبیه هفت خوان موانع، اجازه میدادند نمایندگان قانونی نامزدهای مزبور، زمان، مکان و امکان ارتباطی مناسب را جهت انجام وظایف قانونی خود در اختیار داشته باشند و به دور از فضای رعب در جلسات هیأتهای اجرایی و برنامهریزی انتخابات و نیز در طول ساعات اخذ رأی و شمارش آراء، تا پایان مرحله تجمیع و اعلام نتایج حضور داشته باشند - آنگونه که در قانون انتخابات به صراحت آورده شده است؛ - در چنین صورتی مجریان و ناظران انتخابات میتوانستند ادعاهایی اینچنینی داشته باشند. علاوه بر تعبیه هفت خوان موانع، که قبل از انتخابات تاکنون بارها ذکر کردهایم، آیا ایجاد فضای دستگیری و رعب بعد از انتخابات را انکار میکنید؟ امروز حتی فراخوان کمیته صیانت از نمایندگان آقای مهندس میرحسین موسوی نیز غیرممکن گشته است؛ زیرا جوانی که برای انجام وظیفهای قانونی و ساده آماده شده بود، امروز خود و آینده خود را در معرض تهدیدی جدی میبیند. بعضاً بسیاری از این عزیزان به مراجع قضایی و انتظامی احضار شدهاند. آقایان هر گونه پیگیری حق پایمال شده ملت را انقلاب محملی، وابستگی به بیگانگان، اغتشاش و . . . میشمارند و تهدید میکنند و وعدهی شدت عمل بیشتر میدهند و در همان حال ادعاهای قانونمداری وزارت کشور و شورای نگهبان مرتباً تکرار میشود. آقایان به روی خود نمیآورند که از روزهای قبل از اخذ رأی پروسهی ایجاد رعب، با دستگیریهای پیاپی و تهدیدات تلفنی و حضوری افراد مطلع شروع و اساس نظم حرکتی کمیته صیانت را با قطع ارتباطات و نیز دستگیریها از بین بردهاند. با همه آنچه ذکر شد، تقلبات و تخلفات به قدری وسیع و به اندازهای با احساس حاشیه امنیت صورت گرفته که حتی با نابود کردن ساختار کمیته صیانت نیز نتوانستهاند این تقلب و عددسازی تاریخی را لاپوشانی کنند و افکار عمومی اعداد و ارقام اعلام شده را حتی به شکل معکوس غیرواقعی میداند. وزارت کشور در تاریخ 25/3/88 آمار آرای مأخوذه به تفکیک شهرستانها را روی سایت رسمی این وزارتخانه اعلام کرد. یک بار نیز در تاریخ 2/4/88 همین آمار، به تفکیک صندوقها، روی همین سایت اعلام گردید. بررسی اجمالی این آمارهای رسمی، خود نشاندهندهي مهندسی شدن آرای مردم و نه اخذ و شمارش طبیعی آن است. کمیته صیانت توجه ملت آگاه ایران را به چند مورد زیر بعنوان مشتی از خروار جلب میکند:
1. مغایرت در آمار ارائه شده استانهای مختلف به تفکیک شهرستان و صندوق:
در اثبات مهندسی انتخابات و عدم روایی اطلاعات و آمار ارائه شده توسط وزارت کشور میتوان از روشهای مختلف آماری استفاده کرد؛ یکی از این روشها، بررسی تطبیقی و توازن آمار ارائه شده از طرق مختلف است. از این روش معمولا در موسسات مالی و حتی آمارگیریهای اجتماعی برای کنترل پرسشنامهها بهرهگیری میشود. بطور مثال در موسسات مالی در امر گرفتن تراز مالی و تطبیق فیمابین حسابهای مختلف، در صورت وجود حتی یک ریال اختلاف فیمابین حسابها، کلیه عملیات مالی مجموعه مخدوش شمرده میشود و بررسی اساسی مجدد لازم میآید تا مشخص گردد چه اشکالاتی باعث ایجاد اختلاف ظاهراً جزئی مزبور شده است. این موضوع به این دلیل اهمیت دارد که میبایست آمار و اطلاعات ارائه شده از طرق مختلف با هم تطبیق نماید. در بحث انتخابات نیز آمار و اطلاعات آرای هر یک از نامزدها و آمار کل آرای مأخوذه استانهای مختلف که از سوی وزارت کشور در دو طبقهبندی متفاوت شهرستانها و صندوقها ارائه شده است باید با یکدیگر تطبیق داشته باشد زیرا هر دو از واقعیت واحدی منشاء گرفتهاند؛ اما در عمل آمار تفکیکی شهرستانها (ارائه شده در تاریخ 25/3/1388 بر روی سایت رسمی وزارت کشور) با آمار تفکیکی صندوقها (ارائه شده در تاریخ 2/4/1388 بر روی سایت رسمی وزارت کشور) متأسفانه در 24 استان و تا 29 هزار رأی دارای مغایرت میباشد. این پدیده نشان میدهد آرای تفکیکی شهرستانها، از مجموع آرای صندوقهای آن شهرستان حاصل نشده است. این نظر وقتی قابلیت توجه بیشتری مییابد که پدیده فوق نه در چند شهرستان از یک استان بلکه در 78 شهرستان از 24 استان کشور مشاهده و مجموعاً 853/175/11 رأی را شامل میشود. جدول شماره (1) وضعیت مغایرت آماری فوق در 78 شهرستان موردنظر را نشان میدهد. علاوه بر کل آرای مأخوذه این مغایرت، در مورد آرای هر یک از 4 کاندیدا و نیز در مورد آرای باطله وجود دارد.
2. مشارکت بالای صددرصد واجدین شرایط، در استانها، شهرستانها و بخشهای مختلف:
یکی دیگر از ابهامهای موجود در میزان آرای ارائه شده توسط وزارت کشور اخذ آراء بیشتر از واجدین شرایط اخذ رأی در برخی استانها، شهرستانها و بخشهای کشور است. به نحوی که در سطح استانی، استانهای یزد و مازندران بیش از صددرصد واجدین شرایط شرکت در انتخابات آرای مأخوذه به صندوقهای آن استان واریز شده است. این موضوع وقتی بیشتر اهمیت مییابد که بدانیم 60 شهرستان و 192 بخش از بخشهای مختلف کشور با بیش از صددرصد مشارکت مواجه بودهاند. این افزایش در برخی موارد تا 211 درصد رسیده است؛ همچنین مشارکت بالای 95 درصد نیز در 125 شهرستان دیده میشود. وزیر کشور در استدلال افزایش مشارکت استان مازندران، مسافرپذیری و استان یزد، جمعیت دانشجویی را به عنوان علت ذکر نموده است که این استدلال دارای پایه و اساس منطقی نميباشد بطوریکه ملاک قرار دادن جمعیت دانشجویی، اصولا در شهرهای مرکز استان و استانهای پُردانشگاه نظیر تهران، اصفهان، فارس، آذربایجان شرقی و . . . بیشتر قابلیت تحقق دارد نه در استان یزد؛ ضمن اینکه در بخشهایی از استان یزد نظیر شهرستانهای یزد و میبد که بیشترین تراکم جمعیت دانشجو را دارا میباشند؛ میزان مشارکت به ترتیب 84 و 90 درصد میباشد و افزایش مشارکت فوق - خلاف تصور وزیر کشور - در بخشهایی است که دارای مراکز دانشگاهی پرجمعیت و قابل توجه نیستند. در خصوص استان مازندران نیز علت فوقالذکر از استحکام لازم برخوردار نیست به نحوی که با توجه به بررسی وضعیت استانهایی نظیر گیلان که میزان سفر طبق آمار رسمی بیشتر از مازندران است، این رویداد اتفاق نیافتاده و بخشهایی که افزایش مشارکت در آنها مشهود است معمولاً جمعه آخر هفته مسافر چندانی ندارند. ضمن اینکه با توجه به اعطاء سهمیه بنزین تابستان در اوایل تیر ماه و برگزاری امتحانات دانشگاهها بویژع کنکور سراسری احتمال انجام این میزان سفر آن هم در روز انتخابات کمتر قابل تصور است. با توجه به موارد فوق، صحت آمارهای اعلام شده انتخابات مربوط به بخشهای 192 گانه ذکر شده با ابهام جدی روبرو است که عملا 277/898/3 رأی از مجموعه آرای مأخوذه در این چارچوب قرار میگیرد. لازم به ذکر است که در 113 حوزه از حوزههای مذکور معدل سهم آقای احمدینژاد حدود 80 درصد از مجموع 361/852/6 آراء، مأخوذه میباشد. (جدول شماره 3)
3. وجود صندوقهای حاوی آرای کل مضرب صد (ضریبی از بستههای تعرفه):
از آنجا که تعرفهها به شکل بستههایی صدتایی در اختیار شعب اخذ رأی قرار میگرفته است؛ اگر درصد صندوقهای با آرای کل مضرب صد، در هر بخش یا شهرستان قابل ملاحظه باشد؛ شائبه ریختن تعرفههای باقیمانده در پایان اخذ رأی به نام نامزد خاص، جدی و قابل بررسی است.
از جمله نمونههایی که در جدول شماره 4 پیوست آمده است؛ نشان میدهد: در استان لرستان، شهرستانهای سلسله 18 صندوق، شهرستان کوهدشت 51 صندوق و شهرستان دلفان 21 صندوق دارای آرای کل مضرب 100 یعنی ضریبی از بستههای تعرفه بوده است! همچنین در استان اصفهان، شهرستان فلاورجان 24 صندوق و در استان کرمان، در شهرستان بم و عنبرآباد 20 صندوق چنین وضعی داشتهاند.
4. وجود صندوقهای حاوی آرای بالاتر از 99 درصد برای یک کاندیدا:
اصولاً در پدیدههای اجتماعی و آمارهای منطقی، اعداد و ارقام میبایست از یک منطق استوار تبعیت نمایند. در تحلیلهای آماری حتی مشاهدات عینی دور از منطق به دلیل استدلال فوق بعنوان مشاهدات عینی پرت از مجموعه آمارها خارجی میشود. طبیعی است چنانچه این موارد غیرطبیعی مقدار قابل توجهی باشد، اساس آمارگیری دارای مشکل تلقی میگردد. بر این اساس علاوه بر مورد غیرطبیعی و غیرمنطقی قبلی، وجود صندوقهای زیادی که رأی یک کاندیدا بالای 99 درصد باشد نیز علامت غیرطبیعی است اساس شمارش آراء را زیر سؤال میبرد. جدول شماره 5 نشان میدهد در 307 صندوق (که بیشتر آن در یک استان خاص تمرکز یافته) رأی آقای احمدینژاد بالای 99 درصد است که این موضوع مبین ریختن آرای یکنواخت به صورت تقلبی ناشیانه به صندوقهاست. این موضوع وقتی بیشتر نمایان میشود که در برخی از این شهرستان، بخشها و صندوقها حتی آرای افراد شاغل در ستادهای تبلیغاتی 3 نامزد دیگر نیز شمارش نشده است.
5. به فرض قبول اعداد اعلام شده وزارت کشور در مورد تعداد شرکتکنندگان در انتخابات، هماکنون میبایست حدود 23 میلیون تعرفه بدون استفاده و سفید موجود باشد که شماره سریال آنها با شماره سریال مندرج در فرمهای شماره 22 شعبات اخذ رأی کشور همخوانی داشته باشد.
در این راستا کمیته صیانت اصرار دارد که پیشنهاد وزرای اسبق کشور در نامه به شورای نگهبان و وزارت کشور به عنوان مقدمهای برای بررسی تخلفات، عملی شود تا ابهامات این بخش روشن گردد. در آن نامه، وزرای مذکور خواستار شمارش ته برگهای تعرفههای مصرف شده و بررسی و انطباق مشخصات افراد مندرج در آن با اطلاعات مرکز آمار جمعیتی ثبت احوال کل کشور شده بودند.
همچنین دست برداشتن از اتلاف وقت و موافقت با تشکیل «کمیته حقیقتیاب» پیشنهادی این کمیته، تأکید میگردد. زیرا عدم توجه به این مسأله میتواند ابهامات و ایرادهای وارده را کماکان پابرجا بدارد و نظریه بطلان انتخابات را در افکار عمومی، هر چه بیشتر استحکام بخشد.
ذیلاً یک بار دیگر ویژگیهای کمیته پیشنهادی یادآوری میگردد:
کمیته حقیقتیاب عبارتست از: هیأتی صاحبنظر و بیغرض برای بررسی تخلفات وسیعی که قبل از انتخابات و در حین انتخابات صورت گرفته است و تأثیر مستقیم در سرنوشت انتخابات و رأی مردم داشته است برای بررسی مسیر انتخابات که برخلاف رأی مردم طراحی گردیده و نتایجی غیرواقعی که اعلام شده است.
بعضی از مواردی که این کمیته بایستی بررسی کند عبارتند از:
1. بررسی شرط قانونی رعایت بیطرفی در ترکیب هیأتهای نظارت و اجرا.
2. بررسی دخالتهای نیروی انسانی دولتی و موسسات عمومی به صورت سازمانیافته در انتخابات و میزان تأثیر آن.
3. بررسی دخالت سازمانیافته نهادهای نظامی بویژه بسیج و میزان تأثیر آن.
4. بررسی استفاده از امکانات مالی و تشکیلاتی دولتی و موقعیتهای شغلی افراد و میزان تأثیر آن.
5. بررسی موضوع تطمیع و خریداری رأی از طرق پرداختهای منتهی به زمان انتخابات و میزان تأثیر آن.
6. بررسی تعداد واقعی شرکتکنندگان واجد شرایط در انتخابات از طریق راهکار ارایه شده در پیشنهاد وزرای اسبق کشور آقایان موسوی لاری و محتشمیپور.
7. بررسی مهندسی آراء و تعیین سهمیه و درصد رأی برای نامزدها توسط وزارت کشور.
8. بررسی گروه سایه مدیریت انتخابات.
9. بررسی چگونگی و علل مانع تراشی برای حضور نمایندگان نامزدها در هیأتهای اجرائی و هنگام پلمپ صندوقها و هنگام شمارش آراء در شعب اخذ رأی و هنگام تجمیع آراء و تأثیر آن.
10. بررسی علت اعلام سریع نتایج قبل از پایان اخذ رأی از طریق سیستم رایانهای و بدون طی مراحل قانونی و برخلاف نامه رسمی شورای نگهبان مبنی بر دستی بودن شمارش.
11. بررسی علت اعلام و برگزاری مانور اقتدار توسط نیروی انتظامی و . . . قبل از انتخابات برخلاف ادوار قبل.
12. بررسی تبلیغات جانبدارانه صدا و سیما به سود آقای احمدینژاد مثل تریبون آزاد و . . . برخلاف ادوار قبل.
13. بررسی تأثیر افتراهای مجرمانه آقای احمدینژاد در صدا و سیما و مراکز تبلیغاتی نسبت به مقامات از جمله خدشهدار کردن رقیب و جلب آراء از طریق فضاسازی ضدانقلابی علیه کل سابقه نظام.
14. بررسی مدیریت تعرفه - تعداد واقعی چاپ شده - علت عدم توزیع مناسب و کم آمدن تعرفه در تعدادی از استانهای مهم.
15. بررسی مدیریت زمان و علت شتاب غیرمعمول و نامتعارف وزارت کشور برای پایان دادن به اخذ رأی.
و موارد دیگری از این دست.
طبیعی است منحصر کردن وظایف فوق به بازشماری 10 درصد از صندوقهای رأی، آن هم بوسیله گروهی غیر بیطرف به کلی فاقد کارآمدی لازم برای حقیقتیابی میباشد و برای دامن زدن و گسترش بیاعتمادی روزافزون، مناسبتر است تا اعتمادسازی و بازگرداندن آرامش به جامعه.
سوال این است که آیا ایجاد آرامش پادگانی در شهرهای بزرگ و مانور شبانهروزی لباس شخصیهای مسلح ناشناس در هر کوی و برزن، شایسته حماسه حضور مردم شریف و بزرگوار در 22 خرداد 88 است که با آرزوی دوباره سبز شدن آرمانهای انقلاب و خط امام در صحنه حاضر شدند و نمایش تولد مجدد ارزشهای اصیل انقلاب را با حضور مهندس میرحسین موسوی آنهم در قلب نسل جدید به تماشا نشستند؟
کمیته صیانت از آراء اعلام میکند محدودیتهای ایجاد شده هر چند به مکانیزم پیشبینی شده صیانت از آراء لطمه زده است، اما نمیتواند طرح مطالبات مربوط به حقوق پایمال شده ملت ایران را مانع شود.
کمیته صیانت از آراء مهندس میرحسین موسوی
7/4/1388
1-نفر اول به احتمال زیاد آقای علی لاریجانی می باشد،که به دلیل انتقاد از جانبداری شورای نگهبان و همچنین انتقاد به عدم صدور مجوز برای راهپیمایی طرفداران آقای موسوی احتمال انتخاب شدنش ضعیف می باشد!
2-نفر دوم آقای محمد باقر قالیباف ،که مواضع ایشان کاملا مشخص و در مقابل احمدی نژاد است و به همین دلیل احتمال رد صلاحیت آقای قالیباف وجود دارد!
و در خوش بینانه ترین حالت پس از تایید صلاحیت ،بازهم امیدی به انتخاب ایشان توسط رهبری به عنوان رئیس جمهور وجود ندارد...
3-نفر بعدی آقای محسن رضایی ،که به احتمال زیاد پس از انتخابات ،به دلیل حفظ وحدت ملی ،از پیگیری شکایتش مبنی بر تقلب در انتخابات یازدهم صرف نظر میکند!
4- و در نهایت آخرین کاندیدا و ریس جمهور مردمی و منتخب! آقای غلام علی حداد عادل می باشد،که از هم کنون به پشتیبانی یک جانبه و تعریف و تمجید دولت احمدی نژاد پرداخته،و نشانه هایی از انتخاب ایشان به عنوان رئیس جمهور،البته توسط رای دشمن شکن مردم!!!به همگان ساطع می نماید!
بنده نیز پیشاپیش انتخاب این فرد عادل!!! را به هم وطنان عزیز تبریک و تهنیت می گوییم...
و اما،
تمامی کاندیدا های فوق تنها در صورتی توانایی شرکت در انتخابات را دارا می باشند،که احمدی نژاد به ملت غیور و شهید پرور رحم کرده و قصدی مبنی بر تغییر در قانون اساسی ایران،(به نحوی که مقام ریاست جمهوری در ایران مانند کشور های پیشرفته ی ونزوئلا و سوریه مادم العمر می باشد) ،را از ذهن خود دور کرده و عطای قدرت را به لقایش بسپارد!!!
روزنامه خبر:
یکشنبه شب سخنگوی شورای نگهبان در گفتوگوی ویژه خبری شبکه دو سیما حاضر شد و به یکی از شبهههایی که از سوی سه نامزد انتخابات ریاستجمهوری درباره مخدوش بودن انتخابات روز 22 خرداد مطرح میشود، پاسخ داد.
محسن رضایی، مهدی کروبی و میرحسین موسوی که طبق آمار ارائهشده از سوی وزارت کشور در انتخابات گذشته شکستخورده اعلام شدهاند، به عنوان یکی از دلایلی که بر خدشهدار بودن انتخابات مطرح میکنند، از صندوقهای رأی در 170 شهر میگویند که تعداد آرای صندوقها از تعداد واجدین شرایط بیشتر است.
اما عباسعلی کدخدایی در این باره گفت: «این اختلاف تنها مربوط به 50 شهر (و نه 170 شهر) بوده است و البته باید بررسی شود آیا این میزان در سرنوشت انتخابات تأثیر دارد یا خیر.» او البته از شهرهای موردنظرش نام نبرد. سخنگوی شورای نگهبان گفت این نهاد در حال بررسی آمار اولیه تعداد واجدان شرایط از طریق اداره آمار است. پیشتر کدخدایی در این باره به ایرنا گفته بود: «پیشبینی میشود علت این مازاد رأیدهندگان این باشد که اداره آمار در ارائه آمار اولیه تعداد واجدان شرایط اشتباه کرده است.» او گفت قرار است بازرسانی برای بررسی به اداره آمار اعزام شوند.
توپ در زمین اداره آمار
در این باره باید منتظر بررسیهای اداره آمار ماند اما با توجه به اینکه محسن رضایی به آمار بالای 140 درصدی مشارکت در این صندوقها اشاره کرده، دور از ذهن به نظر میرسد که اداره آمار بتواند توضیحی برای این تفاوت فراوان داشته باشد.
باید در نظر داشت که با توجه به مشارکت متوسط 85درصدی در انتخابات، عملاً میتوان حدس زد که مشارکت بالای 140درصدی به معنای حدود 55درصد مشارکت بیشتر از معیارهاست.
با همه اینها سخنگوی شورای نگهبان بدونتوجه به این که این مورد مطرحشده از سوی سه نامزد انتخاباتی تنها یکی از موارد شبههانگیز بوده است، گفت: مجموع آرای این حوزهها، حدود سه میلیون رأی است و تأثیری در سرنوشت انتخابات ندارد.
رأی اضافه به خاطر سفر!
پیش از سخنگوی شورای نگهبان، رئیس ستاد انتخابات کشور که متصدی برگزاری انتخابات بود، برای بار دوم در شبکه خبر حاضر شد و به برخی سؤالها از جمله درباره همین مسئله پاسخ داد. از نظر کامران دانشجو، تنها در 40 حوزه، مشارکت بالای 95 تا 100 صددرصدی دیده شده و علت این تفاوت بین واجدان شرایط شرکت در انتخابات و آرای مأخوذه در این تعداد از شهرها، سفرهای مردم بوده است.
او گفت: «به جادههای شمال کشور نگاه کنید! همیشه جمعهها به سمت تهران یکطرفه است. روز انتخابات هم عدهای در شمال کشور در سفر بودهاند. خب این عده هم باید جایی رأی بدهند. به همین خاطر است که میزان مشارکت در برخی از شهرها بیش از واجدان شرایط بوده است.» او همچنین به سفرهای زیارتی مردم به شهر مشهد اشاره کرد و گفت: داخل صندوقهای این شهر و برخی شهرهای بینراهی هم به همین خاطر بیش از واجدین شرایط رأی ریخته شده است.
سفر مردم به تفت؟!
این در حالی است که آخرین آمار اعلامشده از سوی وزارت کشور، رقم 125 حوزه را نشان میدهد که بین 95 تا 140 درصد مشارکت داشتهاند. در این میان، استان یزد با داشتن پنج حوزه رأیگیری با آرای بالاتر از 100 درصد و وجود حوزه «تفت» با میزان مشارکت 141 درصد، رکورددار میزان آرای گرفتهشده در بین حوزههای رأیگیری کل کشور به شمار میرود.
دانشجو همچنین گفته است به دلیل فصل بهار و مسافرت پنجشنبه و جمعه، میزان مشارکت در برخی از حوزهها افزایش داشته است و استان مازندران را به طور مشخص نام برد اما در این استان، تنها ده حوزه رأیگیری با مشارکت 95 درصدی دارد که در این زمینه با حوزه کویری استان کرمان که وضعیت آب و هوایی آن برای سفر در این ماههای گرم سال چندان محبوب نیست، با داشتن مشارکت بالای 95 درصد در 9 حوزه رأیگیری با استان مازندران که مصداق گفته دانشجو است، برابری میکند.
از سوی دیگر جالب این که حوزهای مانند شهر اردبیل که در این فصل سال از مناسبترین مناطق برای سفرهای تفریحی است، تنها در یک حوزه مشارکتی بالای 97 درصد داشته است.
سفرهای فراوان در فصل امتحانات؟!
اما از اینها که بگذریم، در نظر گرفتن دو موضوع زمانی دیگر، میتواند نقضی بر توجیه رئیس ستاد انتخاباتی کشور برای آرای اضافه صندوقها باشد. هفته دوم خردادماه همواره یکی از شلوغترین هفتهها برای خانوادههایی است که فرزندان دانشآموز دارند.
خردادماه، فصل تمرکز امتحانهای پایانترم و پایانفصل مدرسههای راهنمایی و دبیرستانهاست. دور از ذهن به نظر میرسد که خانوادههای ایرانی در فصل امتحانهای فرزندانشان تصمیم به سفر به مازندران یا کرمان بگیرند. دانشجویان هم که اغلب درگیر فعالیتهای انتخاباتی بودهاند عمدتاً زمانی دیگر را برای سفرهای تفریحی خود برمیگزینند.
سفر کمتر؛ بنزین کمتر
از این گذشته، آمارهای وزارت نفت درباره میزان مصرف بنزین میتواند نشاندهنده میزان سفرهای مردم باشد. این آمارها خبر از کاهش مصرف بنزین مردم در هفته سوم خرداد دارد؛ هفته منتهی به انتخابات. به این ترتیب میزان مصرف بنزین در کشور هم نشان میدهد مردم کمتر از پیش سفر کردهاند و باز هم این استدلال کامران دانشجو برای توجیه میزان بالای مشارکت در برخی از صندوقها را رد میکند.
با این وصف، توپ همچنان در زمین ستاد انتخاباتی کشور و شورای نگهبان است تا درباره آمار بالای مشارکت در برخی شهرهای کشور به افکار عمومی توضیح دهند؛ موردی که صرفاً یکی از موارد ادعایی سه نامزد انتخاباتی درباره مخدوشبودن انتخابات روز 22 خرداد است.
رضايي حداقل 900 هزار از آراي خود را شناسايي كرد
پس از آنكه محسن رضايي اعلام كرد: مستنداتي درمورد كدهاي ملي شهروندان ايراني دارد كه حكايت از آراي سه و نيم ميليوني او دارد، خبرنگار انتخاب به نقل از يك منبع نزديك به او به اطلاعات تازه اي دست پيدا كرد. اين منبع مطلع گفت: محسن رضايي تا بعد از ظهر روز سهشنبه موفق به جمع آوري اطلاعاتي شده كه حكايت از آن دارد كه 900 هزار ايراني (با استناد به كدملي) تاييد كردهاند كه به محسن رضايي راي دادهاند. اين در حالي است كه آرا ي محسن رضايي كمتر از 650 هزار از سوي وزارت كشور اعلام شده است.
------------------------------------------------------------------
خشم سايت دولتي از عدم تبريك مراجع تقليد به احمدي نژاد
سايت برنا وابسته به دولت به خاطر سكوت معنادار روزهاي اخير مراجع و علما به آنان توهين كرد. اين توهين توسط ساير سايتهاي دولتي تكرارشد. به گزارش فردا، برنانيوز در اين خصوص نوشت: حكايت اين سكوت چيست؟ حضور 85درصدي مردم در انتخابات حادثه كوچك و تكراري در تاريخ انقلاب بود و نتوانست آقايان را به سخن گفتن در تحسين اين حضور وادارد؟ يا 24ميليون راي مردم يك كشور به رئيس جمهورشان چندان اهميتي نداشت كه درخور پيام تبريك باشد؟ حتي با فرض پذيرش هر دو مورد بالا هم،از كنار اغتشاش هاي روزهاي گذشته كشور به راحتي نميتوان عبور كرد. درجايي كه دامنه آشوب ها تا تخريب، حجم وسيعي از اموال عمومي و كشته شدن تعدادي از هموطنانمان كشيده شده، برخي از علماي بزرگوار هنوز احساس خطر نكرده و مصلحت را در سكوت مي بينند.
------------------------------------------------------------------
مبارك برنامهاي براي استقبال از احمدينژاد ندارد!
تابناك نوشت: برنامهاي براي استقبال حسني مبارك از محمود احمدينژاد طراحي نشده است."الشروق الجديد" چاپ مصر، با بيان اين موضوع نوشت: قرار است احمدينژاد طي نشست ماه آينده سران غير متعهد، در بندر تفريحي شرمالشيخ شركت كند، ولي تا كنون برنامهاي از نشست مشترك مبارك با احمدينژاد گزارش نشده است.
------------------------------------------------------------------
ادعاهاي رئيس پارلمان اروپا در قبال ايران
رئيس پارلمان اروپا، نگراني عميق خود را درخصوص آنچه افزايش ناآرامي ها در ايران ناميد اعلام كرد. به گزارش خبرگزاري فرانسه، هانس گرت پوترينگ ضمن طرح ادعاهايي در مورد انتخابات رياست جمهوري ايران از برخي بازداشتها در اين كشور انتقاد كرد. وي افزود: پارلمان اروپا تا زماني به تعامل با ايران ادامه خواهد داد كه اين كشور به آزادي بيان و تحمل مخالفان متعهد باشد. از سوي ديگر فرانسوا فيلون نخست وزير فرانسه ضمن بيان سخنان مداخله جويانه اي، گفت: مقامات ايران بايد به قوانين و هنجارهاي بين المللي در قبال مخالفان پايبند باشند.
----------------------------------------------
آمريكا به پرويز داوودي ويزا نداد
به گزارش بي بي سي، ايران ميگويد: آمريكا به پرويز داوودي معاون اول رئيس جمهوري اين كشور براي شركت در اجلاس مالي سازمان ملل متحد رواديد ورود نداده است. محمد خزايي سفير ايران در سازمان ملل متحد كه در اين اجلاس سخنراني مي كرد، به حاضران گفت: بهعلت عدم صدور ويزاي داوودي و هيئت همراه از سوي آمريكا، او متن سخنراني معاون اول محمود احمدي نژاد را قرائت مي كند. داوودي قرار بود در اجلاس مالي سازمان ملل متحد كه باشركت بيشتر از 140 كشور در نيويورك برگزار مي شد، سخنراني كند. اين اجلاس 3 روزه با هدف بررسي تبعات بحران جهاني اقتصاد و بررسي راهكارهاي مقابله با آن برگزار شده بود. به گزارش فردا، هنوز علت عدم صدور رواديد براي داوودي مشخص نشده است و معلوم نيست كه اين تصميم با رخدادهاي جاري ايران در ارتباط است يا خير؟ مقام هاي آمريكايي هنوز به سخنان خزايي واكنش نشان نداده اند.
----------------------------------------------
درخواست فراتيني براي همكاري ايران و غرب در مبارزه با مواد مخدر
فرانكو فراتيني وزير خارجه ايتاليا اعلام كرد: ايران بايد با غرب درخصوص جلوگيري از قاچاق مواد مخدر از افغانستان همكاري كند. بهگزارش خبرگزاري آلمان، فراتيني گفت: ايران بيشترين نرخ معتادان بهترياك در جهان را دارد. بنابراين فكر ميكنم همين مسئله دليل خوبي باشد تا ايران با غرب در مبارزه با مواد مخدر همكاري كند. وي افغانستان را كانون اصلي توليد و قاچاق مواد مخدر دانست.
----------------------------------------------
نامه فدراسيون بين المللي روزنامه نگاران به احمدي نژاد
فدراسيون بين المللي روزنامه نگاران در نامهاي به محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران خواستار آزادي خبرنگاران و روزنامه نگاران بازداشت شده در ايران شد. بـه گـزارش خـبرگزاري كويت، فدراسيون بينالمللي روزنامه نگاران در اين نامه، نگراني خود را از وضعيت كريم ارغنده پور روزنامه نگار ايراني و يكي از اعضاي كميته اجرايي اين فدراسيون اعلام كرده است. در نامه مذكور ادعا شده است: هيچ خبري از وضعيت ارغنده پور كه اخيراً بازداشت شده منتشر نگرديده است.
----------------------------------------------
حمايت 2 مقام دولت كلينتون از اوباما در مورد ايران
2 مقام بلند پايه دولت بيل كلينتون از مواضع اوباما درقبال رويدادهاي اخير ايران حمايت كردند. به گزارش خبرگزاري بلومبرگ، مادلين آلبرايت وزير خارجه اسبق آمريكا ضمن تاييد مواضع اوباما مدعي شد: ما نبايد به مقامات ايراني بهانه بدهيم تا ما را به دخالت در امور داخلي كشورشان متهم كنند. سندي برگر مشاور امنيت ملي كاخ سفيد در زمان رياست جمهوري كلينتون هم ضمن حمايت از مواضع اوباما گفت:محكوم كردن ناآرامي ها در ايران به اين معني نيست كه ما در امور داخلي اين كشور مداخله مي كنيم.
دانلود آهنگ یار دبستانی من با کیفیت و سرعت بالا
ممنون از عزیزی که این آهنگ رو آپلود
هر کی ماشین داره تو ماشینش از این قبیل آهنگای انقلابی بزاره
به گزارش «موج سوم» به نقل از پایگاه اطلاعرسانی آیتالله اسدالله بیات زنجانی، متن استفتاء شرعی یک سرباز وظیفه و پاسخ این مرجع تقلید به شرح زیر است:
با سلام و درود خدمت مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی بیات زنجانی ایجانب سرباز وظیفه ای هستم که در این حوادث اخیر مجبور به رویارویی با راهپیمایان شده ام پرسش اینجانب این است که رویارویی و برخورد با راهپیمایان و ضرب و شتم آنان و در برخی موارد برخورد فیزیکی و خشونت بار جایز است یا خیر ؟ و اگر جایز بود تا چه حدی میتوانیم آنها را تنبیه کنیم ؟ و اگر امر دایر شد بین برخورد فیزیکی با مردم و تنبیه اینجانب توسط مافوق وظیفه چیست ؟ اردتمند حسن سرباز - 05/04/1388
جواب: وظیفه شما ملایمت و عدم برخورد با مردم است و اگر امر دایر شود بین برخورد فیزیکی با مردم و توبیخ، مطمئناً تکلیف در پذیرفتن تنبیه و توبیخ است. مطمئناً در هر حال برخورد با مردم بی دفاع مشروع نیست
امیدوارم که قضیه قاتل اون خانم مشخص شد که از کجا آمده بود[گل]
یک نگاهی به افرادی که برای شما نظر میدن کنید!!
برادر من
وقتی از حدود 900 خبرگزاری ثبت شده فقط 95 خبر گزاری وابسته به احزاب وجود داره که در حال حاضر فقط 35 تای آن مجز کار دارن و از این تعداد هم فقط خبر گزاری های آفتاب یزد, اعتماد , اعتماد ملی و کارگزاران تنها وابسته به اصلاحاتند که از گزند حملات دولتی فعلا (البته فعلا) در امان موندند چطوری میتوان به اخبار صدا وسیمای دولتی استناد کرد.
ابوالفضل یه نگاه به تاریخچه صدا و سیمای ایران بنداز
این خبرگزاری تاریخچه ی سالمی تو خبر رسانی نداره حتی توی زمان ریاست خاتمی هم جانبداری از کاندیدای حاکم می کرد.
حالا باز هم میگیم که این خبر درست بود
مگه فقط ندا کشته شده
ندا رو انگلیسی ها کشتن اینا رو چی میگی؟
اینا رو کی کشته؟
این کارا رو کی کرده؟
اینا منم؟.................یا میر حسینه؟
یا خاتمی؟....................... یا کروبی؟
http://www.img98.com/images/0t5fwkhk5ngstictuop.jpg
http://www.img98.com/images/cxec8jx6whbthc9icx.jpg
http://www.img98.com/images/ei1ng5svl60898rh64vp.jpg
http://www.img98.com/images/kfu6posf8dx1qt0fwyw.jpg
http://www.img98.com/images/6fooobwh9kg2y6zs9knn.jpg
http://www.img98.com/images/9wlr7kx1hgc332iw10v.jpg
http://www.img98.com/images/yypkz1h0vo0dns1t2cx.jpg
http://www.img98.com/images/joqydqwyd1i7l0dmgwp7.jpg
http://www.img98.com/images/qnoldjqink0nlbwq0h1o.jpg
http://www.img98.com/images/3mvggscz12msmp21z9c2.jpg
http://www.img98.com/images/9vtibfy2oc8ty1m2zsv1.jpg
http://www.img98.com/images/q56qfp3v419zh3p3v4dy.jpg
http://www.img98.com/images/irg23jwxp03j67iceui1.jpg
http://www.img98.com/images/tfe9s0j5w3h7pbzc7pb.jpg
http://www.img98.com/images/4w7sm0mi79jgwte2g.jpg
http://www.img98.com/images/t7kdo0jwv79bk9iwbldj.jpg
http://www.img98.com/images/b3tzr5dho91s6yn6y7z.jpg
http://www.img98.com/images/3lywzv7uwsifcn50se0r.jpg
http://www.img98.com/images/q6ud55w2ivhw4gl7lskj.jpg
http://www.img98.com/images/wmj58yolguentkethish.jpg
http://www.img98.com/images/28ihlk3fflt2rqe3o9.jpg
http://www.img98.com/images/hoomkftuxbmmtqyg1fmo.jpg
و در آ خر یه عکس بدون شرح از ایسنا:
http://www.img98.com/images/khq50bhqtfz7d6rup9e.bmp
البته احتمالا بازم همه ی اینا تقصیر هاشمی رفسنجانیه![]()
![]()
وای بر من و تو برادر اگه مرگ همـوطن خودمونو . مرگ هم کیش خودمونو .. مرگ یه مسلمونو به سخره بگیریم و کم ارزش بدونیم
دوستای عزیزی که این وبلاگ رو میبینند نظر خودشونو راجع به عکس ها و حرف آقا ابولفضل توی نظرات بگن
من نمی خواستم این عکس ها رو توی وبلاگ بزارم ولی...
لطفا هر کی این پستو میبینه نظرشو بگه و حتما عکسها رو ببینه
عکسها سالمن و هیچ کدوم ف ی لت ر نشدن
نظر دوستان:
زعنبل:
احمدی نژاد امروز گفت که قتل ندا مشکوک بود و می خواهند که عاملان این قتل را پیدا کنند و هیئتی تشکیل بدهند. من خبر دار شدم که برنامه اشان این است که اینها ابتدا یک نفر را اجیر کرده و به او وعده ی فرستادن به خارج را می دهند و سپس به او می گویند که یک مصاحبه کند و بگوید که قتل ندا کار او بوده و از عوامل خارجی دستور گرفته و پس از مدتی دیگر خبری از این فرد نمی آید . رژیم این فرد را بر خلاف وعده اش میکشد طوری که کسی نفهمد. این فرد یا این گروه الزاما از همین افراد زندانی شده در روزهای اخیر می باشند . لطفا این مطلب را در وبلاگت درج کن تا رژیم فکر نکند که مردم چیزی نمی فهمند و آنها می توانند با مصاحبه های دروغین خود را حفظ کنند.
آیتالله جوادی آملی در خطبههای این هفته نماز جمعه قم، در سخنان مهمی بهترین راه نجات از شرایط فعلی را تقوا توصیف کردند و با کافی ندانستن قانون برای حل مشکلات، جدا بودن مجری قانون از داور و نیز فقیه باتقوا و قانوندان را راه خروج از بحران پیچیده کنونی کشور دانستند.
به گزارش «موج سوم» به نقل از "آینده" این مرجع تقلید، با اشاره به دیدار گروههای مختلف در روزهای اخیر با ایشان، بخشی از اختلافات در جامعه را مصداق عذاب الهی دانستند که در صورت بیراهه رفتن، جامعه دچار آن میشود و تنها راهحل آن، انابه است، نه قانون.
این عضو سابق مجلس خبرگان رهبری تأکید کرد: گاه همین قانون منشأ اختلاف است. اگر این اختلاف باشد، جز با ناله شب و روز و دعا حل نمیشود. حالا گفتهاند فصلالخطاب قانون است، بسیار خوب، اما قبل از اسلام کشورهای متمدن تفکیک قوا داشتند، مال این قرن و آن قرن نیست. الان هم کشورهای اسلامی و غیراسلامی دارند. معلوم میشود این جزو فطرت و بنای عقلاست. معنای تفکیک قوا این است که یک عده قانون وضع میکنند، یک عده اجرا میکنند، عده سومی میبیند آیا قانون درست اجرا شد یا نه؟ تفکیک قوای مملکت به سه قوه مقننه و مجریه و قضائیه این است. این که کسی خودش قانون وضع کند و خودش اجرا کند و خودش قاضی باشد، مشکل دارد. حالا ما گفتهایم فصلالخطاب قانون است. اما همان که دارد اجرا میکند، میگوید کار من مطابق قانون است. تطبیق قانون بر کار او به دست اوست، اندراج کار او تحت قانون هم به دست اوست و این مشکلآفرین است. این را هم بدانید که در ایران "از خارجی هزار، به یک جو نمیخرند". بعد از این که کشور نظام مقتدر دارد، رهبر آگاه دارد، ملت متقنی دارد، از خارجی هزار به یک جو نمیخرند.
این مفسر برجسته قرآن و از نظریهپردازان شاخص تئوری ولایت فقیه تأکید کرد: کسانی که با آن مصاحبه سی سال قبل که برخی روزنامهها آن را چاپ کردند، آشنایند، میدانند همین حرفها سی سال قبل گفته شد. وقتی مجلس خبرگان قانون اساسی اصل ولایت فقیه را تنظیم کرد، یک مصاحبهای کردند. در آن مصاحبه مبسوط این سخن مطرح شد که درست است قانون بخشی از مشکل را حل میکند، اما قانونشناس عادل، مجری قانون که ولیفقیه است، موجب ناامیدی بیگانه است.وقتی یک رهبر آگاه باشد،یک علوی منش باشد، قانونشناس و قانوندان و مجری قانون باشد، داشتن یک فقیه جامعالشرایط موجب یأس بیگانه است. اینجاست که خدا میفرماید: الیوم یئس الذین کفروا من دینکم. یأس کفار یک قرآنشناس، مجری قرآن و قرآندان میخواهد. وقتی علی روی کار آمد، فرمود، دیگر راه برای نفوذ بیگانه بسته است. داشتن یک فقیه آگاه، رهبر آگاه و متدین و هوشیار این نتیجه را دارد.
امام جمعه موقت قم ادامه داد: بنابراین ما وقتی متحد شدیم، ذات اقدس اله فیض را به ما میرساند، همه یک راه را میرویم. خدای سبحان در سوره زمر فرمود دلها در تسخیر من است. با موعظه مردم متحد نمیشوند. با وعده و وعید مردم متفق نمیشوند. به پیغمبر فرمود، تو تمام ذخایر زمین را هم رایگان تقسیم کنی، مردم متحد نمیشوند. دل به دست مقلب القلوب است که در سایه دعا دلها را متحد میکند. ملت وقتی به مقصد میرسد که متحد باشد. مرز ما با خارجیها مشخص است. آنها خود را به زحمت نیندازند.
این استاد برجسته اخلاق ادامه داد: مواظب زبانها هم باشیم. درباره کسی حرف و نوشتار بد نداشته باشم، در خطبه قبلی نماز جمعه هم گفته شد. ما یک جا را باید نگاه داریم که وقتی سرمان به سنگ خورد،به آنجا بیاییم و آن حرم امن نماز جمعه است. دیانت است،حوزه و مرجعیت است. اینها را باید حفظ کنیم. اگر اختلافی پیش آمد، اینجا باید سالم بماند. همه اشخاص، همه مکانها، همه منابر و تریبونهای دیگر را نمیشود آلوده کرد به این سمت و آن سمت. مواظب باشید که یکجا را پاک داشته باشید. بسیاری از شما طلبهاید، درباره نماز گفتند یک اتاق را مصلی قرار بدهید و آنجا دعا و نماز بخوانید و رفت و آمد و خواب نداشته باشید تا در آنجا یا ا... بگویید و جواب بشنوید. یکجا را باید پاک داشته باشیم. بعد ببینیم آیا همان کسی که داور است، همان مجری است یا نه؟ اینها را باید حل کنیم.
گفتنی است، پیش از آغاز خطبهها توسط آیتالله جوادی، با توجه به غیبت برخی ائمه جمعه قم، مجری نماز جمعه اعلام کرد آیتالله جوادی آملی با حضور در نماز امروز موافقت کردند و هفته آینده هم نماز توسط آیتالله امینی اقامه خواهد شد.
پدر! دیدی که چه روزهایی را شاهد بودیم که امکان بازشناسی تاریخ صدر اسلام را برایمان ممکن ساخت؟ دیدی که سکوت که شکسته شد، چگونه دل ها مملو از امید شد؟ دیدی که عطر راستی و صداقت که فضا را پر کرد، پایه های کاخ های دروغ و ریا به لرزه افتاد؟ دیدی خمودی و خموشی جای خود را به سرزندگی و نشاط داد؟ دیدی که دل هایی که سال ها با انگشتان کلیشه سازان از هم دور نگه داشته شده بود، فاصله ها را شکستند و در کنار هم نشستند؟ دیدی که نسل سومی که با انقلاب، امام، جنگ، شهادت و دینمداری قهر کرده بود، در داوری هایش به تأملی دوباره نشست و مطالباتش را در ادبیات صدر انقلاب جستجو کرد؟ دیدی که زن و مرد و پیر و جوان و روستایی و شهری، چشم امیدشان را به یار دیرینة تو دوختند و به رغم همة اما و اگرها و جوسازی ها، رایت اعتمادشان را بدست او سپردند؟
اما پدر دیدی که همان کسانی که پس از شهادت تو زیر لب زمزمه کردند که بهشتی عاقبت بخیر شد و تداوم حیات او به سلطة اسلام لیبرالی می انجامید، چه کردند؟ به بهانة حراست از اسلامیت نظام، جمهوریت نظامی که تو در کنار امام و مرادت و به یاری بسیاری دیگر از همراهان دیروز و امروز معماری کرده بودی را به مذبح سلایق و علایق و داوری های شخصی بردند. خواست مردمی نجیب که با بالاترین درجات آگاهی، حق به سرقت بردة خود را مطالبه می کردند را آشوب طلبی نامیدند، خوننشان را بر قداره بندان خود مباح ساختند، و به نام دین، دینداران را بی دین نامیدند، مذبوحانه به دنبال سرانگشتان بیگانه گشتند و یافته و نایافته، سکوت تلخ، بلند و رسای حق خواهان را با شادکامی دشمنان قسم خوردة انقلاب همانند کردند تا مجوزی برای مشروعیت بخشی به کودتاگران دست و پا کنند.
یاد روزهای سختی می افتم که در مقابل هجمة ناجوانمردانة زبان های پلشت سکوت کردی و افتراها و دشنام ها را از دوستان دیروز و دشمنان آن روز و امروز صبورانه شنیدی و دم فروبستی. تو قربانی التقاط و تحجر شدی: التقاط تو را ترور شخصیت کرد، تحجر در مقابل رضایتمندانه سکوت کرد، و آنگاه بود که فاجعة هفتم تیر به آسانی اتفاق افتاد. این بار اما، روایتی معکوس در کار است: تحجر، اندیشه هایت را بر نمی تابد و تجلی سبز آن را تحمل نمی کند، التقاط شادمانه برحق بودن خود را اثبات می کند، و این تویی که یکبار دیگر به قربانگاه فرستاده می شوی. بگذار که این بار سخنم را با شعری از شفیعی کدکنی به پایان برسانم:
تو در نماز عشق چه خواندی که سالهاست
بالای دار رفتی و این شحنه های پیر
از مرده ات هنوز پرهیز می کنند
......
خاکستر تو را
باد سحرگان
هرجا که برد
مردی زخاک رویید
سید علیرضا حسینی بهشتی
هفتم تیرماه 1388
طبق هماهنگی مردم و مسئولان سبز
فردا ۵ شنبه با قرآنی بر سر ، قرار ما ، خیابانهای کل کشور
باید باری دیگر حضور خود را ثابت کنیم .
نگاه گذرا به بازیهای چندشب اخیر نشان میدهد که خبری از گزارشگرهای محبوب فوتبال نیست و گمانهزنیهای متعددی در این میان شکل گرفته است.
به گزارش تابناک، گزارش بازی ایران و کرهجنوبی که به صورت زنده و از ساعت 15:30 از شبکه سوم سیما، بعدازظهر چهارشنبه شروع شد، برعهده مزدک میرزایی بود. این در حالی بود که بازی بعدی یعنی بازی عربستان و کرهشمالی که به فاصله کمتر از 5 ساعت روی آنتن رفت، باز با گزارشگری میرزایی همراه شد تا خیلیها باورشان شود که عادل فردوسیپور و جواد خیابانی، فعلا اجازه گزارش فوتبال و پخش صدا و تصویر ندارند.
جالب اینجاست که بازی برزیل- آمریکا هم که پنجشنبه عصر برگزار شد، باز هم مزدک میرزایی را به عنوان گزارشکر به خود دید تا صداوسیما در اقدامی بیسابقه، در دو روز متوالی و برای سه بازی بسیار مهم از یک گزارشگر استفاده کند.
این در حالی است که طبق روال همیشگی انتظار داشتیم سیما مسابقات را به صورت گردشی بین گزارشگران شناخته شدهاش تقسیم کند. اما بازی دیگر گروه B جام کنفدراسیونها هم که ساعت 11 شب پنجشنبه به صورت زنده روی آنتن رفت، توسط سیانکی گزارش شد تا همه چیز برای مسجل شدن شایعات پیرامون عادل فردوسیپور و جواد خیابانی آماده شود.
عادل فردوسیپور که به دلیل چالش با سازمان تربیتبدنی ماههای پرتلاطمی را پشت سرگذاشته و با پایان یافتن لیگ فصل قبل، برنامه حرفهایاش، 90 را موقتا روی آنتن نمیفرستد، چند وقتی است که در سیما در قالب گزارشگر هم دیده نمیشود.
پیش از این بازیهای چهارشنبه و پنجشنبه شب، شایعاتی مبنی بر سفر بودن او وجود داشت اما مثل اینکه علت این غیبت را باید در جای دیگر جستوجو کرد. روزنامه ورزشی دنیای فوتبال روز گذشته نوشت فردوسیپور که در دانشگاه صنعتی شریف و دانشکده صنایع زبان تخصصی تدریس میکند یکی از کسانی است که لیست 130 نفر استادان مستعفی را امضا کرده و همین موضوع باعث شده تا به تصمیم مدیران ارشد سیمای جمهوری اسلامی ایران، ممنوعالتصویر باشد، هرچند مدیران سیما علاقهای ندارند به این ابهام پاسخی بدهند. ولی با توجه به اتفاق مهمی که در دنیای فوتبال ایران افتاد و تیم ملی با رویای جامجهانی 2010 خداحافظی کرد، طبیعی به نظر میرسید که یکی دیگر از ویژهبرنامههای انتقادی و تحلیلی 90 روی آنتن برود که این اتفاق نیفتاد.
از طرف دیگر جواد خیابانی هم در بازیهای مستقیم اخیر- که اصولا به صورت مساوی میان گزارشگران تقسیم میشوند- جایی نداشت خیلیها دلیل این موضوع را انتشار عکس از او در راهپیماییهای هفته گذشته میدانند به نوشته روزنامه دنیای فوتبال این تصویر که از طریق یکی از سایتهای اینترنتی مخابره شده، به نظر مسوولان سیما رسیده و او را هم به سرنوشت مشابه عادل فردوسیپور دچار کرده است.
بهرغم همه این شنیدهها یکی از نزدیکان عادل فردوسیپور به اعتمادملی گفت که غیبت او در تلویزیون نه فقط به دلیل تصمیم مدیران که خود خواسته نیز هست. همانطور که بسیاری از پروژههای سینمایی فعلا متوقف شده و بسیاری با توجه به شرایط موجود از کار دست کشیدهاند، ظاهرا عادل فردوسیپور هم ترجیح میدهد تا کنار بماند و تا اطلاع ثانوی در برنامههای تلویزیونی حاضر نشود.
پیش از انتخابات شایعاتی مبنیبر پایان برنامه 90 به دلیل سیاستهای مستقل این برنامه شنیده میشد. اختلافات عمیق و این نکته که فردوسیپور حاضر نبود از شیوه انتقادی خود دست بردارد و واقعیتها را نادیده بگیرد، خشم مدیران ورزش را در پی داشت و گفته میشد در صورت ادامه کار دولت نهم تدابیری اندیشیده شده تا پرونده برنامه 90 برای همیشه بایگانی شود.
در این میان گفته میشود عادل فردوسیپور هم حاضر به ادامه فعالیت در این شرایط و تندادن به خواسته مدیران نیست و در حالیکه او برنامهریزی برای دور جدید برنامهاش را به حالت تعلیق درآورده است، گفته با ادامه وضع موجود از همکاری با صداوسیما و اجرای برنامه 90 خودداری خواهد کرد.
کنار گذاشتن دو گزارشگر باسابقه تلویزیون که بیشک جزو بهترینها هستند و تعطیلی پربینندهترین برنامه تمام دورانهای تلویزیون میتواند از اولین تبعات شرایط تازه حوزه ورزشی باشد
جریان سه میلیون رای چیست ؟ احتمالا شما هم چیزهایی در این زمینه شنیده اید . مطلب زیر از وبلاگ پله برق نقل می شود :
آقای کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان تلویحاً پذیرفته است که در ۵۰ حوزه انتخابیه (شهر- شهرستان)، تعداد شرکت کنندگان بیش از تعداد کل واجدین شرایط است. البته ایشان گفتهاند که جمع این حوزهها حدود سه میلیون نفر است که تأثیری در نتیجه ندارد. سؤال سادهای که پیش میآید آنست که چرا این اتفاق رخ داده است؟ ناظران شورای نگهبان در این ۵۰ شهر چه میکردهاند وقتی این آرای اضافی به صندوق ریخته میشد؟ این اتفاق چگونه بوده است که در صندوقهای دیگر رخ نداده است؟ آیا فقط باید به بالاتر از ۱۰۰ در صد شک کنیم؟ به عنوان مثال چرا آمار حوزههایی که مشارکت بالای ۹۵ درصد است، خالی از اشکال است؟
مسأله اینست که نه تنها حوزههایی با مشارکت ۹۰ یا ۹۵ درصدی نیز نشان از تقلب گسترده دارند (کروبی گفته است که در بیش از ۱۷۰ حوزه آمار بیش از انتظار و غیر عادی بوده است) که در چنین شرایطی حتی به آمار حوزههایی که مشارکت پایین بوده است نیز نباید اعتماد کرد. اگر در صندوقی که ۱۰۰۰ نفر رأی دادهاند، دویست رأی اضافی باشد، چرا باید تصور کنیم که در صندوقی با ۵۰۰ رأی، برگه اضافی ریخته نشده است. اگر برگههای اضافی قبل از آغاز زمان رأیگیری به داخل صندوق ریخته شده باشند، میتواند این اتفاق در تمامی صندوقها افتاده باشد. اگر برگهها بعداً و در انتهای کار اضافه شده باشد، این اتفاق میتواند در تمامی صندوقها افتاده باشد. اگر مکانیسمی وجود داشته که رأی اضافی در طول زمان رأیگیری به صندوقها ریخته شود (مثلاً شناسنامههای قلابی در دست عدهای سازمان یافته باشد) این روند میتواند همه جا باشد. استدلال آقای کدخدایی در مورد اینکه سه ملیون در نتیجه تأثیری ندارد، خندهدارتر آنست که ادعا میکردند که تقلبی صورت نگرفته است.
هر کس بیطرفانه به مصاحبه مطبوعاتی آقای کدخدایی گوش کند متوجه میشود که چرا موسوی و کروبی خواهان انتخابات مجدد هستند و نه بازشماری چند در صد از صندوقها. صحبتهای آقای کدخدایی بخوبی نشان میدهد که انتخابات مخدوش است و در آن تقلب و تخلف سازمانیافته صورت گرفته است. تنها راه برای بازگشت اعتماد عمومی به صندوق رأی و مکانیسم انتخابات (اگر هم اکنون دیر نشده باشد) ابطال انتخابات و برگزاری انتخابات مجدد است.
ای نخل سرافراز جوان، کرمک مفلوک
بالاتر از این، فکر بلندش نرسیدهست
این ملت رزم است که برخاسته هشیار
وان دولت ظلم است که اینگونه خمیدهست
این نسل جوان وطنم هست و بنازم
درسی که گرفتهست و رهی را که گزیدهست
پیغمبر دزدان که نشسته پس پرده
این سرقت بیسابقه را نقشه کشیدهست
با سارق صندوق بگوئید که افسوس
این بار برای تو کسی رأی نریدهست!
ان خس و خاشاک تویی دشمن ایران تویی ...

اعتماد : دبیر کل حزب اعتماد ملی ، دومین نامه خود به رییس رسانه عمومی را در حالی به رشته تحریر در آورد که ضرغامی به رغم وعده ای که داد نتوانست پاسخی را به نامه نخست « شیخ » بدهد و در مقابل افکار عمومی همچنان شاهد ادامه رویکردی از سوی صدا و سیماست که علاوه بر اصلاح طلبان ، صدای اعتراض اصولگرایانی مانند لاریجانی ، باهنر ، بهروزی و بسیاری دیگر را بلند کرده است .
مهدی کروبی و میر حسین موسوی - دو نامزد اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری دهم - و حامیان اصلاحات این روزها به نحوه انعکاس اخبار و گزارش های وقایع پس از انتخابات و موضع گیری های آنها معترض بوده و همین امر مهدی کروبی را ناگزیر از نگارش یک نامه سرگشاده دیگر به رییس رسانه ای دانست که تشکیلات تحت مدیریت خود را ملی می داند .
کروبی در ابتدای این نامه آورده است : عملکرد صداوسیما در چگونگی انعکاس موج عظیم اعتراضات آرام مردم در سطح کشور بهخصوص مردم شریف و قهرمان تهران پس از انتخابات بینظیر 22 خردادماه هر بیننده و شنونده منصف و علاقهمند به امام و نظام جمهوری اسلامی را به تحیر واداشت آیا آنچه که مردم شریف ایران در این چند روز خواستار آن بوده و هستند جزو احقاق حق و صیانت از آرای خود بوده است؟
عدم اطلاعرسانی مناسب از خواست واقعی ملت و انتشار اخبار تجمعات آرام میلیونی بهخصوص در روز دوشنبه 25 خردادماه که همگان آن را با راهپیمایی ایام انقلاب مقایسه نموده و حتی قابل قیاس با راهپیماییهای مرسوم 22 بهمن نبوده با رسالت رسانه ملی سازگار است؟
رییس مجالس سوم و ششم با انتقاد از نحوه پوشش اخبار مرتبط با حمله به کوی دانشگاه تهران ، سوالاتی را مطرح ساخته است : « آیا حمله به کوی دانشگاه توسط لباس شخصیها که نمایندگان مجلس و مراجع رسمی و حتی مقام معظم رهبری نیز بر آن تعریض داشتهاند و نسبت دادن این خشونتها به انبوه جمعیت معترض به نتیجه انتخابات و تشبیه آنها به منافقین سالهای 60 جزو رسالت رسانه ملی است؟ آیا نسبت دادن آتشسوزیها و آتشزدن مساجد و تخریب اموال ملت که حسب اطلاعات واصله غالبا از سوی لباس شخصیهاست و البته ممکن است بعضا تعدادی عناصر نفوذی هم سوءاستفاده کنند جزو رسالت رسانه ملی است؟ آیا مردمی که اللهاکبرهای شبانه سر میدهند مسجد آتش میزنند؟ آیا این صداوسیما همان صداوسیمایی است که حسب فرمایش امام باید کارخانه آدمسازی باشد؟ آیا نمایش اینگونهای اعتراضات مردمی به نوعی تطهیر منافقین سالهای 60 نخواهد شد؟ »
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حزب اعتماد ملی ، کروبی سپس به تشریح روند اعتراضات اصلاح طلبان پرداخته و از پروژه « بنی صدر سازی » که این روزها از سوی برخی محافل برای منتسب کردن آن به نامزدهای اصلاح طلب دنبال می شود انتقاد کرده است :« شماهیچ گاه فراموش نکنید اکثریت قاطع کسانی که اکنون نسبت به روند برگزاری انتخابات معترض هستند همان کسانی هستند که سالها برای استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران مبارزه کرده و در کنار دیگر نیروهای انقلابی در راستای پیشبرد اهداف بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران حرکت کرده اند . شما در حالی به مقایسه معترضان به روند فعلی با بنی صدر و منافقین می پردازید که این افراد خود از مخالفان بنی صدر و منافقین بوده اند . امروز کسانی که نسبت به روند فعلی معترضند ، معتقد و پایبند به نظام جمهوری اسلامی هستند درحالی که بنی صدر و منافقین از محالفان نظام و به دنبال براندازی ان بودند . معترضان امروز همان کسانی هستند که پدران و یا فرزندانشان در مبارزه با منافقین و رژیم بعثی عراق به درجه شهادت و جانبازی نائل شده اند . بنابراین جای بسی تاسف است که رسانه ملی به چنین مقایسه ای می پردازد و وفاداران به نظام جمهوری اسلامی را به عنوان مخالفان آن معرفی می کند . »
در این بخش از نامه سرگشاده کروبی به ضرغامی ، وی از نحوه به تصویر کشیدن درگیری های روزهای اخیر ابراز تاسف کرده است :« آیا عملکرد صداوسیما، بیاعتمادی مردم را به نظام جمهوری اسلامی افزایش نخواهد داد. نشان دادن صحنههای ضرب و شتم وحتی کشتار رقتانگیز جمعی از مردم دل اینجانب را به شدت آزرده کرده است و به گمان من در صورت عدم دخالت نیروهای لباس شخصی و انتظامی و فرضا نیروهای نفوذی و اغتشاشگر این صحنههای دلخراش بهوجود نمیآمد اما آیا انعکاس آن در صداوسیما و نسبت دادن آن به جمعیت میلیونی جزو رسالت رسانه ملی است ».
در خاتمه این نامه تاکید شده است : جناب آقای ضرغامی عملکرد رسانه ملی قبل از انتخابات که ترویج اتهامزنی و استفاده نادرست از رسانه ملی برای یک کاندیداست جای بحث طولانی دارد که در یک فرصت مقتضی باید به آن پرداخت. از شما به عنوان رئیس این رسانه ملی اکیدا میخواهم پیام این مردم عزیز و شریف را دریابید و رویکرد رسانه ملی را در چگونگی انعکاس اعتراضات آرام مردمی اصلاح نمایید و بیش از این مردم را برای کسب اطلاعات و اخبار به سمت رسانههای خارجی سوق ندهید.
رئوفیان : باید اجازه دهند میر حسین با 14 میلیون رای به صدا و سیما بیاید
اما انتقاد از عملکرد رسانه عمومی هر روز در حال گسترش است و نکته جالب توجه این است که اصولگرایان نیز در این میان نقش فعالی ایفا می کنند . دبیرکل حزب اسلامی ایران زمین با بیان اینکه " صداوسیما باید از عملکرد یکجانبه دست بردارد و نباید به نحوی عمل شود که این احساس در جامعه ایجاد شود که جامعه تکصدایی است و دیدگاههای مختلف نمیتوانند عقاید خود را مطرح کنند" افزود: در واقع صداوسیما باید زمینهای را فراهم کند که کاندیداهای مختلف بتوانند در این رسانه حضور یافته و دیدگاههای خود را در مورد انتخابات و نتایج حاصل آن بیان کنند، مثلا باید زمینهای فراهم شود که آقای میرحسین موسوی که حدود 14 میلیون از آرا را کسب کرده، بتواند در این رسانه حضور پیدا کند.
ابولقاسم رئوفیان در عین حال با انتقاد از احمدی نژاد در برگزایر جشن ژیروزی در فردای روز اعلام نتایج گفت: مثلا مشاهده میکنیم قبل از اینکه انتخابات توسط شورای نگهبان تایید نهایی و رییسجمهور منتخب توسط مقام معظم رهبری تنفیذ شود، این فرد میآید و در تلویزیون به عنوان رییس دولت دهم صحبت می کند، کنفرانس مطبوعاتی برگزار میکند، در میدان ولیعصر تجمع برگزار میکند و همه این کارها پوشش داده میشود در حالی که این فرصت برای دیگر کاندیداها ـ که بعضا حتی معترض به نتایج انتخابات هستند ـ فراهم نشده است.
وی همچنین به ایسنا گفت: وزارت کشور مناسب است که اجازه دهد طرفداران کاندیداها تجمعات قانونی و آرام برگزار کنند و در این تجمعات آنها حرف و دیدگاه خود را بزنند.
وی با اشاره به اینکه " مقام معظم رهبری فرمودند که 40 میلیونی که در انتخابات شرکت کردند، همه در داخل نظام هستند و به نظام رای دادند" ادامه داد: بنابراین لازم و ضروری است که تریبونی فراهم شود که 14 میلیونی که به یک کاندیدای خاص رای دادهاند بتوانند دیدگاههای خود را مطرح کنند و در واقع نباید اجازه داد چنین فرصتی تبدیل به تهدید شود. درخواستهای متراکم وقتی نتواند بیان شود، مشکلاتی به وجود میآید و آنها در واقع به جای اینکه از در وارد شوند، از پنجره وارد میش
اصلاح طلبان : کمیته صیانت از آرایستاد مهندس موسوی در جدیدترین اطلاعیه خود، به تشریح دلایل اعتراض به نتایج انتخابات و تشکیل کمیته حقیقت یاب به عنوان راهکاری قانونی پرداخته است . بیانیه این کمیته که ریاست آن بر عهده علی اکبر محتشمی پور بوده و چهره هایی مانند عبدالواحد موسوی لاری نیز در آن عضویت دارند به شرح زیر است :
آنچه کلیه ناظران منصف و بسیاری از دستاندرکاران امر انتخابات در ادوار مختلف جمهوری اسلامی ایران از آن به عنوان «مهندسی انتخابات در این دوره» یاد میکنند، طی سه مرحله پی در پی صورت گرفته است:
الف) سلسله اقدامات قبل از اخذ رأی
از طریق زمینهسازیهای غیراخلاقی، اقدامات غیرقانونی و تخلفات آشکار و مکرر که برخی از آنها در بیانیههای قبلی مستنداً اشاره گردیده از جمله استفاده وسیع و نامحدود از امکانات تدارکاتی، تبلیغاتی و نیروی انسانی دولتی که در خدمت نامزد دولتی قرار داشت، به گونهای که گویا هدف پیروزی در انتخابات، مجوز همه گونه حیف و میل سرمایههای ملی، تاراج اعتماد عمومی و هر گونه خلافکاری دیگر است. استماع عباراتی نظیر «دولت دروغ» و «دولت دروغگو» از مردمی که قریب به سه دهه حاکمیت جمهوری اسلامی ویژگی ممتاز نظام را صداقت مسئولین میدانستند، موجبات ناخرسندی هر شنوندهای میشد.
در روزهای تبلیغات انتخاباتی، با اینکه بسیاری از گزارشهای ارائه شده توسط رئیسجمهور وقت، در سیما، روز بعد به وسیله نهادهای رسمی تکذیب میشد، این روش تعجببرانگیز به وسیله وی تکرار میگردید. گویا مشاوران رئیسجمهور به این نتیجه رسیده بودند که اعلام یک دروغ بزرگ تأثیر تبلیغاتی چندین میلیونی دارد و تکذیب بعدی آن مخاطبانی حداکثر چند هزار نفری خواهد داشت. البته در شرایط فقدان ترس از خداوند یا حسابرسی مقامات و نهادهای مسئول، این معاملهای پرسود است و تودههایی را که فقط چشم به تلویزیون دارند، جذب میکند. هر چند هر روزه بیش از پیش، نخبگان از سلامت و کارآمدی دولت ناامید شوند.
همچنین یک سلسله اقدامات دیگر قبل از رأیگیری، به طور مشخص معطوف به ایجاد سیستمی بسته و محدود به چند فرد خاص از دستگاه اجرا و نظارت بود که هیچکس را به درون آن راهی نباشد. بدین ترتیب با انواع روشهایی که قبلاً ذکر شد، حق قانونی و شرعی نامزدها برای اعمال نظارت و حضور مؤثر در مراکز مرتبط با برگزاری انتخابات سالم، از آنها گرفته شد. نهایتاً به دلیل حضور بسیار گسترده مردم در صحنه که با نامزدی مهندس میرحسین موسوی امیدی دوباره را در حال شکوفایی می دیدند، فعالیتهای این جریان برای بیرون راندن مردم از صحنه حضور در انتخابات، خنثی گردید لیکن سلسله اقداماتی که برای محدودسازی نظارت و صیانت از آرا انجام شده بود، صرفا میتوانست با دخالت مسئولان نظام بیاثر شود که متأسفانه چنین شد.
ب) در مرحله اخذ رأی
همگان شاهد تقلب بسیار وسیع، سیستماتیک و چند لایه بودند که جزئیات آن تنها به وسیله یک هیأت حقیقت یاب عادل، بیطرف، شجاع و کارآمد، میتواند ارائه شود.
در اینجا برخی نمودهای آن را به مثابه مشتی از خروار ذکر مینمائیم:
1- تعیین و به کارگیری اعضای هیأتهای اجرایی و نظارت از یک طیف خاص به گونهای که اغلب مشهور به جانبداری از کاندیدای دولتی بودهاند.
2- تغییر کمَی و کیفی شعب اخذ رأی و اعضای آن.
3- چاپ انبوه و بیسابقه تعرفهها بطوری که میبایست بالغ بر بیست میلیون تعرفه بدون استفاده موجود باشد هر چند که از آمار و سرنوشت آنها اطلاعی در دست نیست و هنوز در هالهای از ابهام قرار دارد.
4- گزارشهایی مبنی بر وجود تعرفههای بدون شماره سریال که در شب 22 خرداد 88 به چاپ رسیده است، وجود دارد که این امر در تاریخ انتخابات بیسابقه بوده و وجود نارساییها و کسری تعرفه در استانها از ساعات قبل از ظهر روز اخذ رأی بر وضعیت بغرنج سرنوشت این تعرفهها میافزاید.
5- تهیه و تأمین مهرهای انتخاباتی به میزان حیرتآور قریب به دو و نیم برابر تعداد شعب و نیز تحویل دو مهر به هر شعبه اخذ رأی که فاقد وجاهت قانونی است، از اقدامات عجیب و غریب این دوره میباشد که با کمال تعجب و تأسف هیچگونه اعتراضی را از سوی نهادهای نظارتی قانونی بر نیانگیخت، در حالی که وجود مهر اضافی در هر شعبه میتواند زمینهساز تقلبات فراوان گردد.
6- در حالی که توسط مسئولان برگزاری انتخابات ادعا شود که مهندس میرحسین موسوی حدود 40 هزار نماینده در شعب اخذ رأی سراسر کشور داشته است، که عاری از واقعیت میباشد، بلکه واقعیت، گویای وضعیت ناگوار و تأسفباری برای اجرای این بخش از قانون در این دوره میباشد. بخشی از اشکال آفرینیها به منظور اختلال در سیستم نمایندگان نامزدها به قرار زیر میباشد:
6-1- طبق قانون حضور نمایندگان نامزدها، از روز اول خرداد 88، نمایندگان مهندس موسوی میتوانستند در هیأتهای اجرایی حضور یابند. در حالی که در هیچ نقطه کشور به دلیل امتناع فرمانداران و دستور وزارت کشور، امکان حضور آنان تا روز رأیگیری ممکن نگردید.
6-2- فرمانداریها در مواجهه با مسئولین ستادهای مهندس موسوی، بهانهگیریهای مختلف و درخواست اطلاعات اضافی و غیرقانونی برای پروندهسازی نمایندگان ایشان را بیان مینمودند.
6-3- در پذیرش مدارک ارسال شده از سوی ستادهای مهندس موسوی، تعلل و تأخیر میورزیدند.
6-4- برای تعداد زیادی از نیروهای معرفی شده کارت صادر نکردند.
6-5- کارتهای صادر شده براساس شعبههای معرفی شده نبود و آنها را با جهتگیری خاص بنحوی مهندسی میکردند که امکان حضور ایشان را در شعب از بین میبرد.
6-6- کارتهای نمایندگان را دیر هنگام و به گونهای تحویل دادند که بخشی از آنها ناقص و مخدوش و جابجا شده بود.
6-7- از فعالیت قانونی بسیاری از نمایندگان مهندس موسوی در هنگام پلمپ کردن صندوقها و رؤیت شناسنامه رأی دهندگان، جلوگیری میکردند و به تذکرات ایشان در ممانعت از تبلیغات غیرقانونی کاندیدای دولتی توسط بعضی از اعضا و نظار شعب وقعی نمینهادند.
6-8- از حضور نمایندگان نامزدها در سایتهای تجمیع آراء ممانعت به عمل آوردند.
6-9- نمایندگان کشوری نامزدها را در گوشهای از ستاد انتخابات کشور مستقر کرده بودند که امکان هیچگونه دستیابی و اطلاع از آمار یا چگونگی تجمیع آراء برای ایشان مقدور نبود به گونهای که در ساعت 2 و پانزده دقیقه بامداد 23 خرداد طی نامهای رسمی اعتراض خود را از این وضعیت به وزیر کشور اعلام داشتند.
6-10- سیستم پیامک (SMS) که به عنوان تنها وسیله ارتباطی و انعکاس تخلفات در روز انتخابات توسط نمایندگان مهندس موسوی پیشبینی شده بود، از بامداد روز رأیگیری کاملا قطع گردید.
6-11- تلفنهای ثابت کمیته صیانت از آراء در اواخر زمان رأیگیری و هنگام اوج کاری ستاد برای اخذ گزارشها قطع و دستگیری رابطین شعب که مسئولیت پشتیبانی نمایندگان مهندس موسوی را عهدهدار بودند، آغاز گردید.
6-12- ...
7- شبهه جدی در وضعیت صندوقها: هیچ اطمینانی وجود ندارد که صندوقها قبل از پلمپ شدن، با آراء مورد نیاز و مهندسی شده از قبل، پر نشده باشد. نمایندگانی که پس از عبور از هفت خوان اختلالات، بسیاری از آنها در ساعت مقرر امکان حضور قبل از زمان شروع رأیگیری نیافته بودند، نمایندگانی که موفق به حضور شدند، غالبا با اصرار و تاکید غیرقانونی «راه ندادن» یا «اخراج» مواجه گردیدند. سؤال این است که این تأکید بر عدم حضور در موقع پلمپ صندوق رأی، چه دلیلی توجیهی میتواند داشته باشد؟!
ج) مرحله اعلام عجولانه نتیجه انتخابات
در این مرحله، سرعت عجیب اعلام نتایج نهایی آراء حتی در زمانی که رأیگیری در جریان بود، خبر از ارائه آماری غیرواقعی میداد، به ویژه وقتی در مرحله تجمیع، وجود نمایندگان نامزدهای غیردولتی کان لم یکن بوده و آنان هیچ اطلاع و نظارتی بر چگونگی تجمیع و اعلام آن نداشتهاند و از شنیدن آمار رادیو اظهار تعجب نمودهاند.
در مرحله اعلام نتایج، نکته اساسی دیگر اصرار و تأکید عاجل مقدمات بر ختم انتخابات و تجدید دوره ریاستجمهوری و اعلام صحت آن حتی قبل از طی مهلت قانونی است. این عجله در بخش رسانهای دولت نیز مشهود بود، به طوری که خبرهای رسانههایی همچون ایرنا، فارس، کیهان و ... به شکل زودهنگام برروی خروجیها قرار گرفت که این همه حاکی از تصمیم قبلی مبنی بر اعلام نتیجه از قبل تعیین شده به نفع کاندیدای دولتی بود، به نحوی که آرای آقای احمدینژاد در ساعات اولیه بامداد 24 میلیون عنوان گردید؟!
ملت شریف ایران!
کمیته صیانت از آراء امیدوار است اصرار غیرقانونی و غیراخلاقی بر سپردن بررسی تقلبات به دست عوامل آن و دیگر کسانی که در این فرایند نقش داشتهاند پایان پذیرد و با استفاده از تجربیات زمان حیات امام(ره) با تشکیل کمیته حقیقت یاب عادل، کارآمد، شجاع و مورد قبول همه طرفهای انتخابات، کل مراحل انتخابات مورد بررسی موشکافانه قرار گیرد.
تشکیل این کمیته و اعلام نتیجه به وسیله آن، آرامش و طمأنینه را به جامعه و اعتبار را به مسئولان نظام باز خواهد گرداند و تجربیات گرانقدری برای نظام ذخیره خواهد نمود. در سطح جهان نیز جمهوری اسلامی یکبار دیگر درخشش خواهد گرفت و الگوی مردمسالاری دینی پیشنهادی آن مجددا الگوی موفق و پیشرو برای همه آزادگان جهان خواهد بود.

یک مقام مطلع (رییس کمیته صیانت از آرای مهندس موسوی ) درباره برخی از مصداقهای تخلفات صورت گرفته در انتخابات اخیر گفت:
در حدود 70 حوزه انتخابیه، میزان رایی که در صندوقها ریخته شده است نسبت به واجدین شرایط بسیار بیشتر است. مثلا در یک حوزه انتخابیه 140 درصد از واجدین شرایط رای داده بودند و این در حالی است که در تمام حوزههایی که این اتفاق افتاده بود 80 یا 90 درصد رای آقای احمدی نژاد اعلام شده است یعنی بیش از 100 درصد در این حوزهها به آقای احمدی نژاد رای دادهاند!